اینکه مردم ما احساس ناشادی می کنند یکی از دلایلش این مهم است که می دانند ایران یکی از ثروتمندترین و پرتوان ترین کشورهای جهان است، بنابراین نرسیدن به موقعیت بالفعل برای آنها به یک درد سخت و تحمل ناپذیر تبدیل شده است.   عصر تبریز: دکتر محمد کلامی، استاد دانشگاه و کارشناس و تحلیلگر […]

اینکه مردم ما احساس ناشادی می کنند یکی از دلایلش این مهم است که می دانند ایران یکی از ثروتمندترین و پرتوان ترین کشورهای جهان است، بنابراین نرسیدن به موقعیت بالفعل برای آنها به یک درد سخت و تحمل ناپذیر تبدیل شده است.

img_20160612_010326-277x300

 

عصر تبریز: دکتر محمد کلامی، استاد دانشگاه و کارشناس و تحلیلگر رادیو اقتصاد در گفتگو با عصر تبریز در خصوص دلایل ناشادی در یک جامعه گفت: ناشادی در یک جامعه را، هم از طریق مشاهده مستقیم و گفتگو با گروه مختلف و هم دلایلی عینی مثل مهاجرت حتی با بدترین شرایط، فرار مغزها، فرار سرمایه ها، عدم پایبندی به سرزمین، کاهش ازدواج و تعداد فرزندان، گسترش آسیب هایی چون دروغ و بی اخلاقی، اعتیاد، خودنمایی، عدم عهده نسبت به سنت ها و احترام به نسل های گذشته، بی انگیزگی در جوانان، تنش های اجتماعی و عصبی شدن شدید مردم و بالارفتن نرخ پرخاشجویی و درگیری های ناشی از آن، و در حوزه های غیرمادی و ذهنی، به وجود آمدن تصورات کاملا بی پایه درباره موقعیت های طلایی در خارج از کشور، اسطوره سازی و قهرمان پروری، نومیدی نسبت به آینده و انعکاس گسترده همه این موارد در اظهارات سیاستمداران دید.
وی گفت: کشور ما علیرغم پتانسیل هایی بالایی که دارد ولی متاسفانه یکی از کشورهای ناشاد جهان محسوب می شود. ما یکی از جوان ترین جمعیت جهان، بالاترین پتانسیل های طبیعی، ثروت بیکران انسانی و طبیعی، موقعیت استراتژیک بی نظیر، اقلیمی بسیار متنوع و زیبا، پیشینه ای تاریخی و چند هزار ساله، یکی از بزرگ ترین میراث های فرهنگی جهان، کشوری به شدت غنی از لحاظ زبان ها، فرهنگ ها و سنت های محلی و در عین حال دارای یکی از بهترین انسجام های قومی، دینی و فرهنگی… به عبارت دیگر کشور و فرهنگی که همه چیز را برای شاد بودن دارد اما متاسفانه ناشاد هستیم.
این استاد دانشگاه افزود: در بیان دلایل اصلی ناشادی در ایران سعی می شود دلایل را از کل به جزء و با دیدگاهی ساختاری و سپس در عاملیت اجتماعی توضیح دهم. از لحاظ ساختاری هر اندازه میان موقعیت بالقوه یک کشور و موقعیت بالفعل آن فاصله بیشتری باشد، وضعیت ناشادی بیشتری خود را نشان می دهد. هراندازه کشوری به صورت بالقوه ثروتمند باشد، نیروهای جوان و برومند داشته باشد و افق های برنامه ریزی و کار وسیعتر باشد، اما در واقعیت این موقعیت ها هیچ یک به وضعیت بالفعل در نیایند ناشادی در آن بیشتر است. از این رو است که برای مثال در کشوری بسیار فقیر و بدون هیچ منبع درآمدی گاه مردمی را مشاهده می کنیم که از ما شادترند. دلیل آن این است که فاصله میان موقعیت بالقوه و بالفعل آن ها ناچیز است.
کلامی تصریح کرد: اینکه مردم ما احساس ناشادی می کنند یکی از دلایلش این مهم است که می دانند ایران یکی از ثروتمندترین و پرتوان ترین کشورهای جهان است، بنابراین نرسیدن به موقعیت بالفعل برای آنها به یک درد سخت و تحمل ناپذیر تبدیل شده است. ایران جمعیتی بسیار جوان دارد که باید بهترین چشم انداز را در برابر خود دیده و برای آینده خود برنامه ریزی های طولانی داشته و با ازدواج و تشکیل خانواده هرچه زودتر به فکر تدام خوشبختی خود باشد، اما اکثر جوان ها تا جایی که بتوانند از ازدواج سر باز می زنند و اگر هم ازدواج کنند تمایلی به فرزند داشتن ندارند. همه این مسایل به همان عدم توازن میان موقعیت بالقوه و بالفعل می گردد که دلیلش به روشنی در سوءمدیریت ها است.
کارشناس رادیو اقتصاد در ادامه گفت: دلیل ساختاری دیگر، نابرابری های حاد اجتماعی است. در هیچ کجای دنیا انتظار نمی رود که همه مردم با هم برابر باشند اما در کشوری با ثروت و قدرت ایران، اینکه هنوز بسیاری از مردم از حقوق اولیه ای مثل بهداشت، آموزش، حمل و نقل عمومی باکیفیت، آب و هوای تمیز و به دور از آلودگی و مسکن برخوردار نباشند، در حالی که گروهی دیگر در کاخ های شخصی زندگی می کنند برای تفریح روزمره خود میلیون ها تومان هزینه می کنند، قابل دوام از لحاظ ساختاری نیست و بدون شک نه فقط عامل بی انگیزگی و ناشادی است بلکه یک موتور خطرناک برای تنش های اجتماعی نیز به حساب می آید. حتی در رشد یافته ترین کشورهای جهان نیز نابرابرای ها و عدم کنترل آن از طرف دولت ها فاجعه آفرین خواهد بود. بنابراین دولتها باید برای کاهش شکاف های حاد اجتماعی برنامه های اساسی داشته باشند.
این تحلیلگر اقتصادی خاطرنشان ساخت: دلیل ساختاری بسیار مهم دیگر دور از سبک زندگی ایرانی _ اسلامی و گرایش به الگوهای ماهواره ای است در زندگی ایرانی تلاش و کوشش همراه با قناعت از عواملی بود که رضایت شغلی و نشاط را به زندگی ها هدیه می کرد اما امروزه فیلم های ماهواره ای با تبلیغ ظواهر زندگی استرس را به زندگی ها هدیه داده است زمانی استرس خانه و ماشین مجلل را داریم دیگر زمان استرس چاق بودن، دماغ بزرگ، گونه افتاده و …داریم. در این صورت ثروتمند و فقیر هر دو برای رسیدن به سراب زندگی ماهواره ای آب زندگی خود تلخ نموده اند.
کلامی تاکید کرد: برای ایجاد جامعه ای بانشاط بهتر است از انسانی دارای خصوصیات اخلاقی و دگردوستانه و دلسوزانه سخن گفته و بزرگان جامعه هم مروج ارزشهای الهی و انسانی بوده و هم خود عامل به ان باشند. در جریان مفاسد اقتصادی که نمونه بارز دوری از اخلاق در بخشی از مدیران جامعه است به میزان بالای به نشاط اجتماعی ضربه وارد شد باید گفت نظام اقتصادی سرمایه داری، کاملا بر پایه سلسله مراتبی کردن جامعه و از میان بردن همبستگی و نوع دوست قرار دارد و مهم نیست که چه تعداد افراد به فلاک می افتند بلکه مساله این است که چقدر ثروت تولید می شود. اما باید دانست هر اندازه توسعه انسانی تر باشد، پایدارتر نیز خواهد بود و هراندازه توسعه بر پایه بی رحمی و خودخواهی و سلسله مراتبی کردن بیشتر جامعه اتفاق بیفتد خطرات بعدی آن نیز بیشتر می شود.. باید در مسیر توسعه برنامه ریزان توسعه ضمن تضمین حداقل استانداردهای زندگی توجه به مبانی الهی و انسانی را مدنظر قرار دهند تا استرسهایی مانند مسابقه تجملگرایی و .. جای خود را به همنوع دوستی بدهد تا در کنار هم برای رفاه و اسایش و سعادت همدیگر تلاش کنیم.