تبریز مانند سایر کلانشهرهای کشور دارای بافت بزرگ حاشیه نشین و سکونت گاههای غیر رسمی است. عصر تبریز: تبریز مانند سایر کلانشهرهای کشور دارای بافت بزرگ حاشیه نشین و سکونت گاههای غیر رسمی است. تخمین میزان خسارات مالی و جانی وقوع یک زلزله احتمالی در تبریز با وجود مناطق حاشیه نشین و سکونت گاههای غیر […]

تبریز مانند سایر کلانشهرهای کشور دارای بافت بزرگ حاشیه نشین و سکونت گاههای غیر رسمی است.

عصر تبریز: تبریز مانند سایر کلانشهرهای کشور دارای بافت بزرگ حاشیه نشین و سکونت گاههای غیر رسمی است.

تخمین میزان خسارات مالی و جانی وقوع یک زلزله احتمالی در تبریز با وجود مناطق حاشیه نشین و سکونت گاههای غیر رسمی چنان بالاست که از سالیان گذشته رسانه ها، مسئولان و کارشناسان نسبت به آن حساسیت به حقی داشته اند.

ثبت وقوع بیش از ۲۰ زلزله بزرگ و ۸ زلزله ویرانگر در تاریخ تبریز نشانی از احتمال وقوع یک زلزله مهیب در آینده این شهر می دهد که در این صورت احتمال وقوع یک فاجعه انسانی و ضرورت توجه جدی به هشدارهای کارشناسان دوچندان محتمل می نماید.

در حال حاضر زندگی در خانه های سست حاشیه شهر ادامه دارد ۱۸ محله در شمال، شمالغرب، جنوب، جنوب غرب و جنوب شرق تبریز حاشیه نشین هستند اما بیشترین میزان حاشیه نشینی وسعت و تراکم جمعیت در حاشیه شمالی شهر قرار دارد جایی که گسل معروف تبریز از این ناحیه رد می شود.

بیش از نیمی از جمعیت ۴۰۰ هزار نفری حاشیه نشین تبریز روی گسل و در ساختمانهای غیر استاندارد و خطرناک زندگی می کنند.

حاشیه نشینی در تبریز همزمان با سایر شهرهای بزرگ کشور همزمان با دهه چهل شروع شده است زمانی که اصلاحات ارضی و اولویت صنعت بر کشاورزی سیل مهاجران روستایی را به شهرهای بزرگ روانه کرد.

این مهاجران در پی کار به شهرها می رفتند و مکان سکونت نخستین مشکل پیش روی این مهاجران بود مناطق خالی اطراف شهر ساده ترین گزینه بود. مصالح ارزان و زمین رایگان. نه از ضوابط شهرسازی اثری بود و نه از اسناد رسمی.

خانه ها بدون نقشه و طرح و اغلب شبانه ساخته شدند و درکنار هم کوچه محله، کوی و منطقه را ترتیب دادند محلاتی که رفته رفت بزرگ شدند و جمعیت آن افزایش یافت و به سکونت گاههای غیر رسمی تبدیل شدند.

در سال ۱۳۴۹ نخستین طرح جامع تبریز تهیه شد  در این طرح برای مشکل حاشیه نشینی اجرای مطالعات تفصیلی پیش بینی شده بود. بعد از ۱۰ سال در سال ۱۳۵۹ طرح تفصیلی تبریز تصویب شد که این مناطق حاشیه نشین برای کاربری فضای سبز لکه گذاری کرده بود.

این طرح ساده ترین راه حل برای پیچیده ترین مسئله شهری بود. تخریب خانه ها و تبدیل آن به فضای سبز.

با اجرای این طرح تناقض ها در نوار شمالی شهر تبریز افزایش پیدا کرد. از یک سو مهاجرت به شهر ادامه داشت و از سوی دیگر توجهی به مناطق حاشیه نشین صورت نگرفت. بیکاری افزایش یافت و مشکلات بهداشتی محیط و همه معضلات به معضل بزرگتری به نام افزایش آسیب های اجتماعی منجر شد.

نگاه حاشیه ای نسبت به ساکنان این مناطق محصول دوره ای در دوران طاغوت بوده است که فاصله طبقاتی در ایران رسمیت داشته است و این مردم مهاجرانی بودند که صرفا برای کار در کارخانه ها به شهرها می آمدند.

اما انقلاب اسلامی در ایران نشان داد که ساختارهای اجتماعی منقلب شده اند کوخ نشینان در پی حقوق انسانی خود بودند و نشان دادند که می توانند کاخ نشینان را براندازند و این واقعیت را نمی توان با تغییر کاربری تغییر داد.

بعد از انقلاب این تغییر بزرگ در شهرها و مهاجرت بی رویه همچنان با بی توجهی مدیران روبرو بود و نگاه حاشیه ای به محلات ادامه داشت و سیل مهاجرت ها همچنان به شهر تبریز روانه می شد طوری که بیش از ۲۰ درصد مهاجران در فاصله سالهای ۱۳۶۵ تا ۷۵ وارد تبریز شده اند و اوج مهاجرت ها در سالهای ۷۴ و ۷۵ می بود.

طرح جامع دوم شهر تبریز در سال ۱۳۷۴ و بعد از ۲۵ سال پس از طرح جامع اول شهر تهیه شد و در این طرح هم مسئله حاشیه نشینی به بررسی های تفصیلی موکول شد.

در سال ۱۳۹۰ طرح جامع پهنه شمالی تبریز به تصویب رسید که برای نخستین بار یک راه عملی برای اصلاح بافت حاشیه نشین داده بود.

بر اساس این راه حل بایستی ساختمانهای روی شیبهای تند تخریب و برای ساکنان آن در نقاط دیگر شهر مسکن جایگزین داده شود و خانه های دیگر با کاربری مسکونی رسمی شوند.

اجرای این طرح  کار بسیار بزرگی طلب می کرد که بزرگتر از توان شهرداری تبریز می نمود. در سال ۱۳۸۷ در دور دوم سفر رئیس جمهور وقت به تبریز مقرر شده بود سازمان مسکن و شهرسازی ۴۱ هکتار زمین برای اجرای این طرح به صورت علی الحساب به شهرداری تبریز واگذار کند اما این مصوبه هرگز اجرایی نشد.

در حال حاضر زندگی در حاشیه شهر تبریز ادامه دارد همه سختی های زندگی در حاشیه یک طرف آسیبهای اجتماعی آن هم طرف دیگر ماجراست.

راه حل چیست؟ آیا راه حل های ساده انگارانه ای مانند تخریب و کوچاندن همچنان باید تجربه شود و شکست بخورد و یا راه حل ساده تر سکوت و تحمل این وضعیت و شکستن کاسه کوزه ها بر سر شهرداری و خدمات رسانی و احیای این بافتها بدون در نظر گرفتن نقش و جایگاه سایر ارگانها و مجموعه ها در حل معضل حاشیه نشینی به مورد اجرا گذارده شود؟

حاشیه نشینی مسئله ای تک بعدی نیست که با تغییر کاربری یا جابجایی ساختمانها قابل حل شدن باشد.

ابعاد فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی حاشیه نشینی آن را به مشکلی تبدیل کرده است که جز با یک عزم ملی قابل حل شدن نخواهد بود و در این میان نشانه روی انگشت اتهام به سوی نهادی خاص مانند شهرداری ها چیزی جز ارجحیت دادن حاشیه ها بر متن که همانا حل کردن معضل حاشیه نشینی است نمی باشد./شهریار