حاشیه نشین، فردی است مهاجر یا غیرمهاجر که به دلیل فقدان مهارت و تخصص صنفی و نبود بنیانهای عالی توانمند و طبقه و فرهنگ اجتماعی متناسب با طبقات و فرهنگ متعارف و لازم شهری در حاشیه واقع شده است. عصر تبریز:از مشکلات شهرها علی الخصوص شهرهای بزرگ حاشیه نشینی است. حاشیه نشینی عبارت است از […]

حاشیه نشین، فردی است مهاجر یا غیرمهاجر که به دلیل فقدان مهارت و تخصص صنفی و نبود بنیانهای عالی توانمند و طبقه و فرهنگ اجتماعی متناسب با طبقات و فرهنگ متعارف و لازم شهری در حاشیه واقع شده است.

عصر تبریز:از مشکلات شهرها علی الخصوص شهرهای بزرگ حاشیه نشینی است. حاشیه نشینی عبارت است از وضع زندگی کسانی که در جامعه شهری ساکنند ولی از نظر درآمد، بهره گیری از امکانات و خدمات شهری در شرایط نا مطلوبی به سر میبرند. در واقع کلیه کسانی که از حالت تولیدی گذشته خود بیرون آمده و به صورت مازاد نیروی انسانی در حاشیه شهرها سکنی می گزینند، دارای یک زندگی حاشیه ای هستند.
به طور کلی حاشیه نشینی دارای چند ویژگی مهم هستند:
-جدایی گزینی توده ای مردم روستائی از جامعه
-تسلط فرهنگ فقر در منطقه
-منطقه واحدهای مسکونی رو به ویرانی، فرسوده و با تجهیزات ناقص
شهرکهای چسبیده به شهر با مواد و مصالح کم دوام ساختمانی
-سکونت بخشی از مردم روستاها در حاشیه شهرها
-گوشه گیری مردم منطقه از زندگی شهری
در تحقیقی که پیرامون حاشیه نشینی در شهر تبریز به عمل آمده، عللی در مورد دامنه مهاجرت این دسته مطرح شده است که در سایر نواحی ایران و دیگر شهرهای استان همچون مرند، نیز صدق میکند که عبارتند از:
۱- ضایعات طبیعی و خشکسالی ها
۲- دسترسی نداشتن به پزشک و دارو و درمان
۳- نبود مراکز دینی و فرهنگی مانند مدرسه و مراکز فنی که همه ساله تعداد بیشماری از جمعیت در سن تحصیل، روستاها را رها کرده و روانه شهرهای بزرگ می شوند این مسئله خود از علل عمده مهاجرت به شمار می رود.
۴-وجود مشکلات معیشتی در روستاها و نداشتن زمین و آب و درآمد کافی
۵ – نبود امنیت در بعضی از روستاها نیز از عوامل اساسی در مهاجرت های روستایی است.
بنابراین می توان نتیجه گرفت که حاشیه نشین، فردی است مهاجر یا غیرمهاجر که به دلیل فقدان مهارت و تخصص صنفی و نبود بنیانهای عالی توانمند و طبقه و فرهنگ اجتماعی متناسب با طبقات و فرهنگ متعارف و لازم شهری در حاشیه واقع شده است. این افراد بیشتر به علت عوامل رانش زادگاه خود و عوامل جاذب شهری، زادگاه خود را ترک کرده و به شهرها روی می آورند. آنها به دلیل عدم تطبیق با محیط شهری از یک سو و بر اثر عوامل پس ران شهری از سوی دیگر از محیط شهری پس زده می شوند و به تدریج به کانونهای به هم پیوسته و یا جدا از یکدیگر در قسمت هایی از شهر سکنی می گزینند به صورتی که محل سکونت و نوع مسکن آنها با محل سکونت متعارف شهری مغایر بوده و مالکیت آنها غالباً غصبی است و هم چنین این افراد از نظر وضعیت فرهنگی و اقتصادی نیز با جمعیت شهری تمایز دارند.
بنابراین شایسته است که ابتدا با پذیرش وجود چنین معضلی در سطح تمامی شهرهای استان و سپس برنامه ریزی و انجام اقدامات مناسبی همچون طراحی و تدوین برنامه های توسعه متوازن چند ساله برای هر یک از شهرها به صورت جداگانه و متمایز کردن وظایف مسولین شهری و استانی که لازم و ملزوم هم هستند نسبت به این مشکل اساسی گامهای اساسی برداشته شود. البته در حال حاضر با توجه به بحث تبریز ۲۰۱۸ که می تواند زمینه بازدید توریست ها از دیگر شهرهای استان همچون مراغه، جلفا، کلیبر، اهر، مرند و…. نیز شود می توان برخی اقدامات کوتاه مدت همچون زیباسازی یا اختصاص فضاهای سبز را برای برخی مناطق حاشیه نشین انجام داد. هر چند این امر یک پیشنهاد اولیه می باشد و نیازمند برگزاری جلسات کارشناسی تا بهترین تصمیمات علمی برای یک دوره زمانی کوتاه مدت اتخاذ شود.
به قلم:مقصود استادی
کارشناس ارشد شهرسازی (برنامه ریزی شهری)