راز زهرای کوچک در هاله ای از ابهام است و نمی دانیم آیا مادر برای گرفتن نوزادش پا پیش خواهد گذاشت یا نه ؟

عصرتبریز، فاطمه داداشی: پاهایش می لرزند اما دلش چند ساعتی می شود که تصمیم نهاییش را گرفته است. نیم نگاهی به اینسو و آنسوی کوچه می اندازد. پرنده پر نمی زند. برای آخرین بار یک دل سیر نگاهش میکند . صورتش را به او نزدیک کرده و با تمام وجود بو می کشد انگار می خواهد تا آخر عمر بویش را فراموش نکند . کودک انگار که حس کرده باشد می خواهد از او جدا شود شروع به گریه میکند . اینبار کودک را به سینه می چسباند و برای آخرین بار به او شیر می دهد . اشک به آرامی از گوشه چشمانش جاری می شود.

زیر لب زمزمه می‎کند «چیکار کنم نمی تونم از پس نگهداریت بر بیایم. خودم آواره کوچه و خیابونم. اگه با من باشی دیر یا زود از گرسنگی میمیری، یا بلای دیگه ای سرت میاد.. من چیزی ندارم دیگه بهت بدم. اما اگه بدمت به بهزیستی لا اقل صاحب سرپناه میشی و از این آوارگی و دربه دری نجات پیدا میکنی. خدارو چه دیدی شایدم یه خانواده خوبی پیدا بشند و ببرند و نگهداریت کنند. تو حتما اینطوری در آرامش و رفاه بزرگ خواهی شد. این خیلی بهتر از موندن پیش منه.»

احمدیان مدیرکل روابط عمومی بهزیستی آذربایجان شرقی در تشریح حادثه تلخ رها کردن نوزادی توسط مادرش می گوید: نوزاد ۲.۵ ماهه به نام زهرا که توسط مادرش در خیابان منظریه تبریز، رها شده بود به شیرخوارگاه تبریز تحویل داده شد.

وی می افزاید: طبق نامه ای که در کیسه خواب این نوزاد بود، مادر توانایی مالی لازم برای بزرگ کردن این نوزاد را نداشته و پدر کودک نیز فوت شده است.

بلافاصله بعد از درج این خبر از طریق فضای مجازی کمپین های زیادی با عنوان ترغیب معرفی مادر این نوزاد و همچنین حمایت مالی عده ای برای نگهداری این مادر و نوزاد در فضای مجازی به راه افتاد. عده ای دیگر نیز با مطرح کردن این سوال که چه بسا راز دیگری در میان است. ولی واقعیت این است که این کودک توسط مادر خویش سر راه گذاشته شده و مادر به هر دلیلی قادر به نگهداری از کودک خویش نبوده است.

اینکه آیا مادر خود را معرفی خواهد کرد یا نه؟ این نیز بسته به نوع برخورد وجلب اعتماد رسانه ها و مطبوعات از این امر دارد. اگر واقعا کودک نامشروع باشد چه بسا مادر به هیچ عنوان خود را معرفی ننماید و برای حفظ آبرو به هیچ وجه پا پیش ننهد.

اما اگر قضیه مشکل مالی و عدم تامین مایحتاج نگهداری در میان باشد به احتمال قوی مادر پس از خواندن خبر حمایت مالی پا پیش نهد. شاید در طول چند سال اخیر با بالا گرفتن مشکلات اقتصادی این چندمین خبر مشابهی باشد که خوانده ایم. مادرانی که کودکانشان را سر راه می گذارند. دلیل اصلی کار اکثر آنها عدم توان مالی برای نگهداری از کودکانشان می باشد. شاید اگر از سوی دولت و یا سازمان های مردم نهاد مراکزی برای حمایت از چنین مادرانی باشد آنها مستقیما به آن مراکز مراجعه نموده و کودکان خویش را سر راه نگذارند.

شاید کودک تا زمان عدم تکامل قدرت شناختی‌اش، متوجه مفهوم بی هویتی نمی‌شود اما با گذشت زمان تاثیرات روانی فهمیدن «بی پدر و مادر بودن» بارز می‌شود؛ حس این‌که آنقدر تولدشان نفرت انگیز بوده که حتی عزیزترین افراد زندگی یعنی پدر و مادر حتی زحمت نگه داشتن آن ها را تقبل نکرده‌اند؛ حال با این اوصاف، دید این کودکان در بزرگسالی به سایر افراد و حتی مفهوم خانواده چگونه خواهد بود؟ تردید، عدم اعتماد به جامعه، انکار محبت، همدلی …

راز زهرای کوچک در هاله ای از ابهام است و نمی دانیم آیا مادر برای گرفتن نوزادش پا پیش خواهد گذاشت یا نه ؟ اما ای کاش آنقدر در حل معضلات اجتماعی کوشیده شود که هر روز بیشتر از دیروز تعداد این مادران در جامعه کمتر و کمتر شود.

انتهای پیام/