متاسفانه در دهه های اخیر مظلوم‌ترین بخش در هر دعوا، منابع طبیعی و محیط زیست ما بوده است که قربانی سوء مدیریت و نگاههای سلیقه‌ای مدیران شده است و دریاچه اورمیه یکی از نمادهای این ناکارآمدی در مدیریت منابع طبیعی است.

احمد رحمانی مقدم، فعال مدنی و محیط زیست و عضو شورای عالی هماهنگی شبکه های محیط‌زیستی کشور در یادداشتی برای عصرتبریز نوشت: پارک بزرگ تبریز بدون شک تنها مجموعه‌ای است که قبل از افتتاح آن می توان عنوان پارک تاریخی به آن داد چراکه این پارک تاریخی از سال ۱۳۵۰ شمسی قرار است محلی برای آرامش شهروندان تبریزی باشد ولی علیرغم گذشت بیش از چهار دهه هنوز پروژه در حال اجراست و دقیقا مشخص نیست چه زمانی به بهره برداری خواهد رسید !!

جدای از مسائل مدیریتی پروژه که ظاهرا با هیچ یک از اصول مدیریتی همخوانی ندارد، نگاه‌های سلیقه‌ای مدیران در پیشرفت و یا عدم پیشرفت این پروژه نیز تاثیر مستقیم داشته است و تاخیر در اتمام پروژه بدون شک هزینه های سرباری را به مجموعه شهرداری و شهروندان تحمیل کرده و خواهد کرد.

لاوه بر مشکلات موجود، در روزهای اخیر شاهد جدال های رسانه‌ای مدیران در خصوص استخر (دریاچه مصنوعی) این پارک بزرگ تاریخی بودیم که در نهایت با دستور تامل برانگیز شهردار تبریز شاهد تخلیه آب این استخر شدیم.

بنابر ادعای شهردار تبریز این استخر توسط آب منطقه ای استان و در راستای تجمیع روان آب ها بوده و اصولا یک طرح آبخیزداری است و شهرداری صرفا جهت استفاده از این پتانسیل، به طرح ورود کرده است و بدون شک یک طرح با برنامه و اهداف مشخص و بعد از طی پروسه‌های نیاز سنجی و ارزیابی‌های مختلف از جمله ارزیابی زیست محیطی انجام شده است.

و این در حالی است که دبیر استانی ستاد احیای دریاچه ارومیه، آبگیری این دریاچه را غیر اصولی خوانده و معتقد است حق آبه‌ دریاچه اورمیه در این استخر به هدر می رود. سکوت آب منطقه ای استان، و عدم دفاع از طرح آبخیزداری خود نشان از عدم هماهنگی احتمالی فی مابین ستاد احیا و این شرکت میباشد. چرا که بر اساس ماهیت ستاد احیا، آب منطقه ای باید در راستای اهداف و برنامه های تعیین شده ستاد احیا در خصوص دریاچه اورمیه گام بردارد.

اصلا نمیخواهم به این موضوع حتی فکر کنم که این طرح بدون ارزیابی های کارشناسی آغاز شده است که اگر اینگونه باشد باید به حال این شهر گریست!! حال مسئله اصلی این است، اگرطرح دارای توجیح اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی هست که در این صورت تکلیف مخالفین طرح مشخص هست و به غیر از فرافکنی رسانه‌ای نمیتوان به آن نگاه کرد. ولی اگر طرح فاقد این توجیهات باشد و دبیر ستاد احیا، خواسته به حقی را مطرح کرده باشد، در این صورت مدیران ارشد آب منطقه‌ای و شهرداری باید پاسخگوی منابع مالی و طبیعی هدر رفته در این طرح باشند.

متاسفانه در دهه های اخیر مظلوم‌ترین بخش در هر دعوا، منابع طبیعی و محیط زیست ما بوده است که قربانی سوء مدیریت و نگاههای سلیقه‌ای مدیران شده است. دریاچه اورمیه یکی از نمادهای این ناکارآمدی در مدیریت منابع طبیعی است. ما علاوه بر اینکه باید مواظب طبیعت نیمه جانمان باشیم در گیرودار تحریمها و مشکلات اقتصادی، میبایست از تمام منابع خود به نحو مطلوب بهره ببریم که در این خصوص متاسفانه کارنامه خوبی برای استان نمیتوان متصور شد.

در هر صورت به نظرم جدال مدیران در رسانه‌ها با این کیفیت در شان شهرمان نیست!! و عمق فاجعه آنجاست که خروجی این جدال ها به هدر رفت منابع آبی ختم شده است.

حال باید از شهردار تبریز پرسید بر اساس کدام منطقی منابع تجمیع شده از روان آب ها را که به گفته خودشان در راستای طرح آبخیز داری آب منطقه ای است، بدون کنترل رهاسازی کرده اید؟ و باعث هدر رفت منابع آبی شهرمان شده اید؟

و از دبیر ستاد احیا باید سوال کرد که چرا در خصوص پیشگیری از احداث (به عقیده خودشان) غیر اصولی این دریاچه مصنوعی اقدام نکرده‌اید و بعد از آبگیری ضرورت طرح موضوع در رسانه ها را احساس نموده اید؟ و اگر این طرح توسط آب منطقه ای اجرا شده است چرا گزارش آن به دفتر ستاد احیا ارائه نشده است؟

از شرکت آب منطقه ای باید پرسید بر اساس کدام ارزیابی به ضرورت احداث این دریاچه رسیدید و بر اساس کدام دلیل مجوز تخلیه این دریاچه آبگیری شده را صادر کرده‌اید؟

در کل این جدال رسانه‌ای پیام تلخی به ما می دهد و آن عدم هماهنگی بین ارگانهای دولتی و ناکارآمدی مدیران در اجرای طرحها میباشد. و حال چه کسی باید پیگیر حق الناس پایمال شده شهروندان باشد تا مسببان احتمالی این بی مسئولیتی‌ها را به شهروندان معرفی و مجازات نماید؟ آیا دادستانی بواسطه وظیفه ذاتی و سازمانی خود نباید در این خصوص ورود کند؟

انتهای پیام/