بهانه های عجیبی که در مورد جدایی توشاک مطرح شده اند که به نظر می رسد هیچ تطابقی با دلایل واقعی این ماجرا نداشته باشند.

به گزارش عصرتبریز، زمانی که جان توشاک، سرمربی مطرح ولزی هدایت تیم تراکتورسازی تبریز را بر عهده گرفت مسئولان این باشگاه از حضور یک مربی بزرگ و با کلاس در تیم شان خبر دادند. توشاک در حالی به عنوان سرمربی تراکتورسازی انتخاب شد که محمدرضا زنوزی وعده جذب یک مربی بزرگ خارجی را به هواداران داده بود. مربی که مالک تراکتوری ها وعده او را داده بود، مربی بود که تا کنون فوتبال ایران چنین فردی را به خود ندیده بود. توشاکِ ولزی کم از این اوصاف نداشت. او یک مربی سرشناس با رزومه ای قابل توجه بود. توشاک آمد و کار خود را در تراکتور آغاز کرد، هفته به هفته تیم او بهتر می شد تا اینکه بازی با صنعت نفت در جام حذفی همه چیز را خراب کرد. تا به خودمان بیاییم و شایعه را از واقعیت تفکیک کنیم، جان توشاک را در فرودگان تبریز دیدیم که همراه با پسر و مدیر برنامه هایش در حال ترک ایران و بازگشت به خانه بودند. توشاک بدون هیچ صحبتی تبریز را ترک کرد؛ او به تحویل یک تبسم تلخ در پاسخ به سوالی در مورد چرایی رفتنش بسنده کرد تا سوال های بسیاری در ذهن فوتبال دوستان آذربایجان حک شود. مالک باشگاه یک روز پس از رفتن توشاک اعلام کرد که  این سرمربی از برنامه های فدراسیون و سازمان لیگ بسیار انتقاد داشت و همین اتفاقات باعث دلزدگی وی شد! مجری برنامه که همانند تمامی بینندگان از این ادعا قانع نشده بود اظهار داشت که مطمئنا این تنها دلیل رفتن توشاک نیست ولی مالک باشگاه تراکتورسازی بار دیگر بر همین دلیل تاکید کرد! روز گذشته نیز علیرضا اسدی در حاشیه نشست خبری خود در مورد دلیل جدایی توشاک اظهارات عجیبی داشت که در ادامه می خوانید:

«محورهای متفاوتی وجود دارد که یک قسمت سلیقه ما و یک قسمت سلیقه توشاک بود. توشاک یک آدم بسیار با شخصیت و یک مربی بسیار با دانش بود. خو گرفتن با فضای ذهنی و روحی روانی او یک مقدار سخت بود، چون با فضای ما جور نبود. شاخص پرشورها این است که از مربی که زیادی جنب و جوش داشته باشد و شلوغ کند، خوششان می آید. خب برخی این طور نیستند و برخی معلم ها این گونه رفتار نمی کنند. آقای پرویز دهداری که من شاگردش بودم، منصور امیرآصفی، امیر حاج رضایی و خیلی ها این طور بودند. شاید برخی شاگردان شان مثل من این طور تربیت نشد، اما هستند مربیانی که کنار زمین نمی آیند. مشکلی هم باشد بین دو نیمه برطرف می کنند. اگر مشکل برطرف شود که بهتر و اگر نه هزینه آن برای مربی است. آقای توشاک هم این هزینه را پذیرفت و با توجه به اینکه ماندن در این فضا یک مقدار سخت بود، خواستند رابطه کاری ما قطع شود و ما هم قبول کردیم.»

تصمیمات سازمان لیگ و نیامدن به لب خط توسط توشاک بهانه های عجیبی هستند که در مورد جدایی توشاک مطرح می شوند. این دلایل اگر چه می توانند بخشی از ماجرای رخ داده شده را تشکیل دهند اما به هیچ عنوان نمی توانیم از آنها به عنوان دلایل جدایی یک مربی در هفته های ابتدایی لیگ برتر یاد کنیم. توشاک لب خط کمتر از سایر سرمربیان تراکتور حضور می یافت اما تیمش هفته به هفته بهتر نتیجه می گرفت. هواداران تراکتورسازی اگر چه یک سرمربی پر شور را بیشتر از یک مربی کم افت و خیز دوست دارند اما بی شک یک مربی کم افت و خیز زمانی که تیم شان را قهرمان کند در ذهن آنها ماندگارتر از یک مربی پرشور خواهد بود. نتیجه و فوتبال خوب مهمترین دستاورد یک سرمربی برای تیمش به شمار می رود و این دستاورد را از توشاک شاهد بودیم. فضای مجازی و سکوها به طور قابل توجهی نشان دهنده اقبال عمومی مثبت نسبت به سرمربی ولزی بود. دلایل مطرح شده در مورد جدایی توشاک بخشی هم برنامه های سازمان لیگ و تبعیضات اعمال شده در مورد برخی تیم هاست که مالک باشگاه آنها را عنوان کرده است. این بخش نیز بی شک نمی تواند پوشش دهنده دلیل اصلی جدایی پیرمرد ولزی از تراکتورسازی باشد.

فوتبال و مقوله گسترده یک رشته ورزشی گسترده تر از آن است که بخواهیم با مطرح کردن موضوعات بسیار ساده بسیاری از حقایق را کتمان کنیم. شاید دانستن دلیل جدایی توشاک دردی را دوا نکند اما عنوان کردن دلایلی که غیر واقعی بودن از سر و رویشان می بارد نیز نشان دهنده قدرت مسئولین در سامان بخشیدن به اوضاع نخواهد بود. حقیقت شاد دیر اما روزی برملا خواهد شد این یک اصل غیر قابل انکار است. شاید روزی توشاک در مورد جدایی اش از تراکتور لب به سخن بگشاید و چه خوب است که آن زمان بی هیچ استرسی شاهد تطابق دلایل مسئولین با دلایل مطرح شده از سوی این مربی ولزی باشیم.

انتهای پیام/س