هر کدام از فعالان رسانه ای استان با توجه به تجربه ای که در این عرصه کسب کرده اند، با کم و کیف معضل ها و آفت های رسانه ای آشنا هستند، اما وجه مشترک اکثر آنها امنیت شغلی، درآمد، بیمه و بی مهری های صورت گرفته از سوی مدیران مسئول و سردبیران است.

عصرتبریز، جهانبخش احمدیان: یکی از اساتید حوزه خبر در نقد فضای رسانه ای تبریز و آذربایجان شرقی، عوامل ضعف رسانه در شهر اولین ها را فقدان نظارت، آموزش و اخلاق حرفه ای معرفی کردند.

البته در نگاه حرفه ای ایشان به حوزه خبر و روزنامه نگاری شاید مهمترین دلایل عدم شکوفایی رسانه در شمالغرب همین موارد باشد، یا محیطی که وی در مورد وضعیت رسانه های استان سخن می گفت، ایجاب می کرد که تنها به ذکر این موارد بسنده کند؛ ولی بایستی جنبه های دیگری از زندگی یک فعال حوزه خبر و رسانه را نیز در نظر گرفت تا برداشت صحیحی از بلبشوی رسانه ای استان داشت.

قطع به یقین هر کدام از فعالان رسانه ای استان با توجه به تجربه ای که در این عرصه کسب کرده اند، با کم و کیف معضل ها و آفت های رسانه ای آشنا هستند، اما وجه مشترک اکثر آنها امنیت شغلی، درآمد، بیمه و بی مهری های صورت گرفته از سوی مدیران مسئول و سردبیران است.

حساب کنید خبرنگاری را که در یک پایگاه خبری فعالیت دارد. وبسایتی که بود و نبود و بروز بودن آن برای صاحب امتیازش اهمیت چندانی ندارد و به قول معروف به صورت تفنّنی و ابزاری از آن استفاده می کند. خبرنگار چنین پایگاه هایی بیش از آن چه از این سایت درآمدی داشته باشد، هزینه می کند. خبر ۵ الی ۷ هزار تومانی در آن سوی شهر و یا گزارش ۱۵ الی ۲۰ هزار تومانی در این وانفسای اقتصادی، نمکی بر زخم خبرنگار است. فعالیت خبرنگار در چنین پایگاه خبری بستگی به نظر و اراده مدیر مسئول دارد. بدون بیمه، بدون حق الزحمه مکفی آینده ای مبهم در انتظار او است. آینده ای که برای مدیر مسئول آن پایگاه اهمیتی ندارد.

بسیاری از مدیران مسئول پایگاه های خبری و حتی روزنامه ها درآمد چند میلیونی از اداره ها و نهادهای دولتی که مستخدم آنها هستند، دریافت می کنند و نیاز مالی چندانی به حضور در عرصه خبر و روزنامه نگاری ندارند و در نتیجه فضای کسب و کار رسانه ای را برای فعالین این عرصه تنگ تر می کنند.

همین استخدام مدیران مسئول در اداره ها و نهادهای دولتی همچون چماق دو سر طلا بر سر خبرنگار فرود می آید. یک سمت آن بحث درآمد و حرفه ای گری است که شرح آن در بالا رفت و سمت دیگر آن محافظه کاری و عدم پوشش اخبار و انتقادهایی است که از نهادهای خدماتی، اجتماعی، رفاهی و گردشگری شهر می شود. به عنوان مثال نمی توان در یک پایگاه خبری یا روزنامه ای که مدیر مسئول آن مستخدم شهرداری، میراث فرهنگی، استانداری و… است، از کم کاری عوامل این سازمان های عریض و طویل شهری نوشت و اگر هم انتقادی هر چند کوچک و بی اهمیت داشته باشید، با قیچی سانسور سردبیر آن مواجه خواهید شد.

متأسفانه نهادهای دولتی و غیر دولتی ذیربط استان نیز در قبال موارد فوق منفعلانه عمل می کند و هیچگونه راهکاری در راستای بهبود وضعیت فعلی رسانه در استان ارائه نمی دهد.

رپرتاژ، پوشش خبری سلیقه ای، وارونه نویسی، فریب مخاطب، کپی کاری و سیاست زدگی از دیگر آفت های رسانه ای تبریز و آذربایجان و حتی ایران هستند که شرح هر کدام از آنها مثنوی هفتاد من خواهد شد.

در این میان تنها عشق و علاقه خبرنگار به این حرفه و مردم مداری وی است که همچنان قلم او را به حرکت در می آورد و نوید آینده ای بهتر را می دهد. آینده ای که رکن چهارم دموکراسی دغدغه ای جز بیان واقعیات جامعه و نیازهای مردم نداشته باشد.

انتهای پیام/