نو نواری از سنت های قدیمی ما ایرانی ها است. دوست داریم در مناسبات ملی و مذهبی و ورزشی و غیره نو نوار کنیم.

عصرتبریز، جهانبخش احمدیان: دم عید که میشه مردم و مسئولین عادت دارند دک و پوزشون را نو کنند، لباس و خونه و ماشین و الی آخر… که الحق و الانصاف بزرگترین کارآفرینی در کشور همین بحث نونواری دم عید است.

یا سال به سال تیم های ورزشی مان را با انواع و اقسام مدیر و بازیکن و تدارکاتچی نو می کنیم که چهره جدید و تو دل برویی در لیگ های ورزشی داشته باشیم.
مدرسه، دانشگاه، مسافرت و… همواره آماج این نونواری بوده اند.

یا حتی همین عالم سیاست را در نظر بگیرید، کلی نونواری دارد برای خودش. یک زمانی بود که برخی از جماعت مشغول به سیاست در کشور دور هم جمع شدند و خواستند مکتب نو نواری راه بیاندازند. از گوشه و کنار گفتند که آقاجان، شما این نونواری و رفرم و اتو و سشوار را اول از خودتان شروع کنید. سر راهتان یک سلمونی بروید، و یا اگر وقتش را داشته باشید، کتابی بخوانید تا شاید اندرونتان نیز رنگ و بوی تازگی داشته باشد. اون هاله خود منورالفکربینی تان را کناری بنهید و خلاصه، هر چی تو کله نونواری تان هست، اول از خودتان شروع کنید.

گوش این افراد بدهکار این نصیحت های عالمانه نبود که هیچ، بیش از پیش عاشق نو نوار کردن افراد و جامعه بودند. آخر سر هم با کلی اهن و تلوب با همون تاج رفرمی کله پا شدند.

از این طرف برخی مسئولان شهری، بر خلاف سیاستمداران تصمیم گرفتند که نو نواری را از خودشان شروع کنند. خودشان منظور کلهم اجمعین تجهیزات سازمانی شان را نو نوار کردند. زدند به کار تخریب ساختمان های کهنه و برج هایی ساختند که بیا و ببین، ماشین هایشان را نو کردند و الخ…

به عنوان مثال الان چند وقتی ( منظور چند ماه ) است که اداره نوسازی فلان نهاد عمومی، ساختمان خودش را در بهترین نقطه شهر دارد نونوار می کند. کاشی کاری کوچک با رنگهای زیبا و متفاوت که اتفاقا سلیقه خوبی هم در این باره دارند.

یا یکی دو اداره و نهاد عمومی دیگر که با پول مردم، خودشان و اداره متبوعشان را برای خدمت به مردم البته، نو نوار می کنند.

البته این کار، خیلی پسندیده است و مورد تأکید بسیاری از نو نواران است، شما نگاه شهرداری تبریز نکنید که ۳۰، ۴۰ ساله ساختمانهایش کهنه و فرسوده شده، آدم دلش نمی آید در انجا قدم بگذارد. این همه گیر الکی به مردم می دهند و عوارض و مالیات و نوسازی … کمی هم باید به خودشان برسند دیگر. مگر می شود «هاممی بزییه لر، اؤزلری لوت گزه لر؟!»

مثلا ۴، ۵ لایه آسفالت ضخیم را پهن کرده اند محله ژن های برتر که چه بشود؟! همون یک یا دولایه کافی است دیگر، بقیه اش را بیاورید حیاط اداراتتان بیاندازید، یا جاده های منتهی به ادارات شهرداری که مردم در راه رسیدن به شهرداری برای پرداخت عوارض نونواری در چاله و چوله های مدیریتی نیافتند!

خلاصه، نونواری خوب است، نو نوار باشید.

انتهای پیام/