ذائقه موسیقیایی مردم را دریابیم
ذائقه موسیقیایی مردم را دریابیم

متأسفانه نگاه مسئولین فرهنگ کشور به موسیقی، مخصوصا موسیقی سنتی اقوام ایران، نگاهی سرمایه محور نبوده است و گاها با دیدی آلوده به تنگ نظری از کنار آن گذشته اند.

عصرتبریز – جهانبخش احمدیان: اخیرا یک گروه موسیقی با پسوند «بند» در تبریز کنسرت پر حاشیه ای را اجرا و در ادامه به تماشاگران خود تاختند که از ما دزدی کرده اند. ماجرا از این قرار بود که هدایا و دست نوشته های هواداران این گروه پس از ترک محل در سطل آشغال پیدا شد، و آوازه خوان این گروه بند را آب داد که این هدایا را از ما دزدیده اند. به عبارتی هم بی احترامی به هوادار کرده و هدایا را در سطل آشغال ریختند و در ادامه آنها را به دزدی متهم کردند.

یاد کنگره چند ماه پیش «عاشیقلار، همنوای پیامبر مهربانی» افتادم که گروههای موسیقی سنتی از جای جای کشور و حتی کشورهای همسایه به اجرای صحنه ای و بدون میکس پرداختند. اجراهایی که همراه با نشست های علمی، مقوله موسیقی عاشیقی را مورد نقد و بررسی قرار داد. اختتامیه این کنگره اواخر یک شب سرد پاییزی و در دورترین نقطه ممکن شهر برگزار گردید، ولی این موارد نتوانست مانع از حضور هواداران موسیقی عاشیقی در آنجا شود. نزدیک به ۲ هزار نفر در سالن همایشهای بین المللی گرد هم آمدند تا شاهد هنرمندی عاشیق ها باشند. ظرفیت سالن در هر دو طبقه پر بود و بسیاری از خانواده ها ایستاده به تماشای هنرمندی عاشیقلار پرداختند. خانواده هایی هم که پشت دربهای بسته مانده بودند، هر چند از اجراهای اصلی بی بهره ماندند، ولی شاهد تمرین گرم گروههای مختلف موسیقی عاشیقی در کریدورهای مرکز همایش های بین المللی بودند.

یکی از مواردی که گاها توسط کارشناسان و غیر کارشناسان در محیط های فرهنگی مطرح می شود، بحث تغییر ذائقه موسیقیایی مردم ایران است. به عبارتی از نظر این افراد، مردم دیگر به سرمایه های فرهنگی خود اهمیتی نمی دهند و به دنبال فرهنگ موسیقیایی جدیدی هستند. البته این تغییر ذائقه شاید در سطح جامعه ما اتفاق افتاده باشد، ولی عمده دلیل آن می تواند جبر حاکم بر موسیقی کشور و معضلات اخذ مجوز کنسرت موسیقی سنتی و یا بومی محلی باشد که هر از گاهی یکی از هنرمندان محلی آن را بیان می کند. در کنار این عدم توجه متولیان فرهنگ کشور به حفظ، نگهداری و نشر موسیقی سنتی ما که ریشه در فرهنگ و تاریخ و حتی آموزه های دینی ما دارد، دلیل دیگری بر شائبه تغییر ذائقه موسیقیایی افراد باشد.

استقبال خانواده های تبریزی از کنگره عاشیقلار و موسیقی سنتی آذربایجانی، خط بطلانی بر ادعای تغییر ذائقه موسیقیایی مردم از موسیقی سنتی به سبک های جدید موسیقی کشید. شاید نسل جوان ما تحت تأثیر سازهای غربی و تبلیغات بی حد و حصر سبک های جدید موسیقی قرار گرفته باشد، ولی این کنگره نمایانگر دلبستگی جوانان و حتی نوجوانان به موسیقی سنتی و عاشیقی بود.

آنچه که بیش از هر چیزی در حوزه موسیقی کشور قابل توجه است، عدم ورود مسئولین فرهنگی کشور به سرمایه های معنوی و فرهنگی این ملت است. ذخائری که می تواند پشتوانه قابل اتکایی برای مقابله با تهاجم فرهنگی غرب باشد. همگان نیک می دانیم که موسیقی غربی، تنها موسیقی نیست و در کنار آن فرهنگ غرب نیز به عنوان کالایی صادراتی وارد کشور می شود.بایستی کم کاری و قصور خود را در مواجهه، نظارت و مدیریت خود بر این سرمایه فرهنگی بپذیریم و این داشته عظیم فرهنگی را به عنوان سپری در برابر موسیقی بی محتوای و ترانه های بی مایه آن قرار دهیم.

متأسفانه نگاه مسئولین فرهنگ کشور به موسیقی، مخصوصا موسیقی سنتی اقوام ایران، نگاهی سرمایه محور نبوده است و گاها با دیدی آلوده به تنگ نظری از کنار آن گذشته اند. نتیجه همین نگاه غیر مسئولانه را در کنسرت هایی انواع گروه های موسیقی با پسوند «بند» مشاهده می کنیم. ساز و آوازی غربی با درون مایه ای از اشعار و ترانه های بی محتوا که اگر کار کارشناسی صورت بگیرد، می تواند به عنوان یکی از دلایل افسردگی جوانان به حساب آید.

یک مورد دیگر در رابطه با مقوله موسیقی، نگاه اقتصادی به این هنر است. به عبارتی دیگر کنسرت هایی که برگزار می گردد، بیشتر فعالیتی اقتصادی محصوب می شود تا فعالیتی هنری که آحاد جامعه از آن بهره مند گردند. آیا مسئولین فرهنگی کشور آماری از مخاطبین کنسرت ها در شهرهای مختلف را دارد که کدام طیف از افراد جامعه از این برنامه ها استفاده می کنند؟ قیمت سرسام آور بلیط های کنسرت در این شرایط اقتصادی امکان حضور افراد با بنیه مالی کم را در این کنسرت ها سلب می کند.
در نهایت کنگره عاشیقلار، و برنامه هایی شبیه به آن تلنگری بر مسئولین فرهنگی شهر و کشور بود تا بازتعریفی از ذائقه موسیقیایی جامعه داشته باشند. افرادی که برای حضور در کمیسیون فرهنگی شورای شهر، سر و دست می شکستند، بایستی در برنامه های خود توجه افزونتری به ذاائقه فرهنگی مردمی بکنند که روزگاری در پی جلب آرای آنها بودند.

کنگره عاشیقلار تلنگری بر مدیر، مسئول و حتی منِ رسانه ای بود تا نیاز فرهنگی این مردم را به گوش متولیان امر برسانم که ذائقه موسیقیایی این ملت تغییری نکرده است، آنچه که تغییر کرده است، نگاه مدیریتی دولتمردان به مقوله فرهنگ و علی الخصوص موسیقی سنتی است.

می توان با صرف هزینه ای اندک، و برپایی جشنواره و کنسرت های عمومی در سطح شهر، پارکها، فرهنگسراها و… از توانمندی های هنرمندان موسیقی سنتی در جهت افزایش شور و نشاط اجتماعی بهره برد. مناسبات ملی، اعیاد مذهبی در طول سال می تواند هدف برگزاری این جشنواره ها باشد.