مرام «گل آقایی»!
مرام «گل آقایی»!

گل آقا با شعار: می زنم تا زنده هستم حرف حق یک دهان دارم دو تا دندان لق، حق گویی را برای همه ما به یادگار گذاشته است تا حق گو و صادق باشیم و مرام گل آقایی و ادب و اخلاق را در مهد ادب و هنر و در صحنه زندگی هایمان به نمایش بگذاریم و ایفا کنیم.

عصرتبریز – نفیسه انصاری دین: «مثل یک ستاره آمد، به خوانندگانش شادی بخشید، کار ساخت، زندگی بخشید و رفت.» این جملات را سید ابراهیم نبوی که قلم زنی اش در جریان دوم خرداد بیش از پیش شکوفا شد و او را بی بی سی نشین کرد؛ در پایان مقاله اش برای همکار سابقش “کیومرث صابری فومنی” یا برای اینکه او را در خاطره ذهنتان زود به یاد بیاورید، همان «گل آقا» نوشته است.

من قصه را از آخر برایتان تعریف می کنم. گل آقای ملت ایران اردیبهشت ماه سال ۸۳، بعلت بیماری به ملکوت اعلی پیوست. بقول نبوی، او برای پسرهای گل آقا زن گرفت؛ دخترانش را شوهر داد؛ برایشان ماشین یا خانه ای خرید و از دخترش پوپک نیز خیالش راحت شد. سپس سنگ قبر شاغلام را در آبان سال ۸۱ حک کرد، همان که تاریخ تولدش آبان ۶۹ بود. هیچ کس ندانست علت اصلی تعطیلی هفته نامه گل آقا چه بود. صابری روزه سکوت گرفت و تا زمان مرگش در این باره بطور جدی و واضح حرفی نزد.

در گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) در ۱۷ مرداد ۸۲، کیومرث صابری می گوید: برای ثبت در تاریخ روزی خواهم گفت که چه عواملی باعث تعطیلی هفته نامه گل آقا شد.

او در سیزدهمین سالگرد ماهنامه گل آقا بیان می کند: اینقدر بی معرفت نیستم که به هموطنان و خوانندگان گل آقا نگویم که چرا هفته نامه گل آقا را در اوج شهرت و محبوبیت و در یک تیراژ آرمانی تعطیل کردم. علتهای فراوانی وجود دارد. در برابر علتهای اصلی که بعضی عنوان می کنند سکوت می کنم و اگر علتهایی که عنوان می کنند، واقعی نباشد درباره آن توضیح می دهم.

سید ابراهیم نبوی روزنامه نگار و طنز پرداز ایرانی در این مورد می نویسد: صابری از شیوه اصلاح طلبان نومید بود و از سوی دیگر مطمئن بود که رهبری از او انتظار دارد.
اینطور که از حرفها بر می آید کیومرث صابری نمی توانست ایده ها، باورها و اعتقادات سیاسی اش را در فضای آن زمان طوری بروز دهد که فضای جناح بندی شده ی جوان گرای آن زمان را از خود راضی نگه دارد. او قلمش ادب و احترام و نجابت بود. هر چند که انتقاد سیاسی می کرد و مسئولان را به چالش می کشید. رضا رفیع طنز پرداز قند پهلو که روزی برای گل آقا می نوشت، بیان می کند: علت اصلی توقف انتشار مجله گل آقا به دلیل برخی گرایشهای خود صابری بود که از وی انتظارات خاص خود را داشتند، به همین علت صابری تصمیم به توقف موقتی انتشار این مجله گرفت ولی متاسفانه بیماری به وی اجازه انتشار دوباره این مجله را نداد.

به نظر می رسد صابری رفاقت هایش بقول خودش فراجناحی بود. شاید این هم یکی از علتهایی باشد که هفته نامه گل آقا را در آن زمان و فضای سیاسیِ جناح بندی شده که همه، رفقای او بودند، به تعطیلی کشید.

خب کم کم به اواسط قصه نزدیک می شویم. نمی دانم در حال حاضر اسم چند نشریه طنز یا فکاهی را می دانید و یا هر هفته اندکی زمان برای خواندن مطلبی طنز در مطبوعات، صرف می کنید؟!! اما مطمئنم سال هایی نه چندان دور در این سرزمین، خانواده ها هر هفته منتظر چاپ هفته نامه طنز سیاسی اجتماعی انتقادی گل آقا می نشستند. از پدر و مادر و کودک خانواده گرفته؛ (هفته نامه گل آقا صفحه ای مخصوص برای کودکان نیز داشت)؛ حتی همسایگان و فامیل هم در دورهمی هایشان از گل آقایی می گفتند که برای آنها شادی آور و پر از حرف دل آنها بود اما اکنون به خاطره ها پیوسته است و جوانان کمتر با سبک گل آقایی اشنا هستند. مجله طنزی که گل اقایش در یک برهه زمانی تحمل مسئولان سیاسی کشور را نه تنها بالا برد بلکه دو چندان کرد، آنقدر که پسر دکتر ولایتی وزیر امور خارجه آن وقت می گوید: ما هر هفته منتظر بودیم تا گل آقا را بگیریم و همراه با پدر نقدهایش را بخوانیم و ببینیم این هفته پدر را کاریکاتوریست با چه طرح و سوژه ای کشیده است.

حالا که مجلات هفتگی گل آقا را ورق می زنم به این می اندیشم که آیا معاون اولی چون مرحوم دکتر حبیبی باز هم پیدا می شود که چنین ظرفیت بالایی در برابر نقد و طنز و شوخی کاریکاتوریستی، با او را داشته باشد. از طرفی هم می بینم این گل آقا بود که از سال ۶۳ ظرفیت ها را کم کم بالا برد و تحمل ها را زیاد کرد. او شش سال در اطلاعات در ستون «دو کلمه حرف حساب» به عنوان مهمترین منتقد حکومت در داخل کشور مطرح شد. درست است که صابری قبل از انقلاب یک انقلابی دینی و بعد از انقلاب از مشاوران رئیس جمهور شهید رجایی و همچنین از مشاوران دوره ریاست جمهوری آیت الله خامنه ای بود اما او در نوشتن همه را نقد می کرد. بعضی ها بخاطر پست هایش در نظام سیاسی کشور او را سوپاپ اطمینان برای حکومت می دانستند، اما او می گفت: این دیگی که بخار ندارد چه نیازی به سوپاپ دارد. او به نظام اعتقاد داشت و اصلاح را در درون حکومت ممکن می دانست و بقول نبوی هرگز برای جهت دادن به خشم مردم به نقد نپرداخت و می دانست اینگونه عملکرد برای کشور و انقلاب زیانبار است.

صابری در دوره شش ساله خلق گل آقا در ستون دو کلمه حرف حساب توانست شخصیت گل آقا را به عنوان فردی دانا به امور، یک دنده، مستبد، جدی و مدیر که همیشه حرف اول را می زد و گوشش به حرف هیچکس بدهکار نبود؛ با عینک و عصا و قلم به جامعه معرفی کند. شخصیتهای «شاغلام»، آبدارچی گل آقا بعنوان نماینده قشر عامی و آسیب پذیر، «ممصادق» نماینده مردم کوچه و بازار، «کمینه» عیال ممصادق سخنگوی زنان و غضنفر بی سواد مسئول روابط عمومی گل آقا که در ستون طنز اطلاعات با طنزی اخلاقی و با رعایت نجابت به طنز گل آقایی که آمیزه ای از انتقاد، تجاهل، شفقت، انصاف، ادب، تدین، ایجاز، رندی حافظانه، امید بخشی و شادی آفرینی بود، معروف شدند.

صابری از سال ۶۹ هفته نامه گل آقا را به روی باجه های مطبوعاتی برد. شایدآن زمان خودش هم نمی دانست که شماره اول هفته نامه فوری به فروش می رسد و تقاضاها آن را به تیراژ دوم می رساند.

معروفترین همکاران صابری در هفته نامه گل آقا مرتضی فرجیان، مرتضی ناطقیان (معتضدی)، سید ابراهیم نبوی، محمد رفیع ضیای، احمد عربانی، ناصر پاک شیر ، نیک آهنگ کوثر، منوچهر احترامی، ابوالفضل زرویی نصرآباد، رضا رفیع و بزرگمهر حسین پور بودند.

صابری سبکی نو و اخلاقی، در طنز و انتقاد گویی با عنوان سبک گل آقایی برای سرزمینش به یادگار گذاشت. او یاد داد که می شود شوخی کرد اما اهانت نکرد. انتقاد کرد اما تهمت نزد. او نسلی از طنزپردازان را پرورش داد که هم اکنون هر کدام خود استادی در عالم طنزنویسی هستند.

صابری با وجود اینکه از تمام مسئولان کشور انتقاد و کاریکاتورشان را چاپ کرد اما هرگز کاریکاتور روحانیون را به چاپ نرساند. او در این مورد گفته: «من تحت هیچ شرایطی کاریکاتور روحانیون را چاپ نمی کنم. این را توهین به لباسی می دانم که جنبه تقدس دارد. ممکن است بگویید در هر لباسی آدم های بد هم هستند. بله، هستند اما آنها دیگر روحانی نیستند. انسان بدی هستند که آن لباس را به خود بسته اند. من چه حقی دارم که کلیت چیزی را که در اذهان مقدس است و تقدس آن به نفع جامعه است زیر سوال ببرم.»

نویسنده کتاب «یکی به نعل، یکی به میخ» که اثری پژوهشی درباره مطالب طنز زنده یاد کیومرث صابری در روزنامه اطلاعات به کوشش نجمه زارع است؛ می نویسد: طنز امروزی ساختارش از بعد مشروطه شکل گرفته، با بررسی طنز مشروطه که در راس آن دهخداست، مشاهده می کنیم که طنز نویس در آن دوران قلمش با خشم به دنبال تغییر است اما وقتی به طنز کیومرث صابری می رسیم می بینیم که وی دلسوز نظام است اما اعتقاد دارد که نقاط ضعف و قوت برای اصلاح در قالب طنز باید گفته شود.

در کتاب «گل آقا دو کلمه حرف حساب» در مقدمه ناشر (سروش) نیز نوشته شده است: حضور گل آقا در ستون دو کلمه حرف حساب نموداری است از حضور آزادگی در مطبوعات ایران و نشانه ای است از اعتقاد و علاقه مردم ایران به آزادگی و عدالت و زمینه های تعمیم استقلال. گل آقا آزادی را تجربه می کند و آزادگی را تعلیم می دهد. بدین دلیل در تاریخ قلم این سرزمین می ماند و آیندگان را با واقعیت ها، انتقادها و انتقادپذیری ها، تلخی ها و شیرینی ها، شکست ها و پیروزی ها و ضعف ها و قوت های این عصر و نسل آینده آشنا می سازد.

بله، گل آقا با شعار: می زنم تا زنده هستم حرف حق یک دهان دارم دو تا دندان لق، حق گویی را برای همه ما به یادگار گذاشته است تا در این فضای جناح بندی شده و گاه التهاب گونه ای که تهمت زنی ها و بد اخلاقی ها در زمان بویژه انتخاباتی مخصوصا در میان مسئولان جامعه موج می زند، حق گو و صادق باشیم و مرام گل آقایی و ادب و اخلاق را در مهد ادب و هنر و در صحنه زندگی هایمان به نمایش بگذاریم و ایفا کنیم.

اول قصه: کیومرث صابری فومنی «گل آقا» ادیب و طنز پرداز معاصر، نویسنده و معلم ایرانی در هفتم شهریور ۱۳۲۰ در صومعه سرا یکی از شهرستان های استان گیلان در شمال ایران بدنیا آمد.

روحش شاد و یادش گرامی