آموزش و پرورش و مشکل طبقاتی شدن
آموزش و پرورش و مشکل طبقاتی شدن

رئیس شورای استان آذربایجان شرقی در یادداشتی به مناسبت گرامیداشت هفته مقام معلم نوشت: امروز در کشور ما آموزش و پرورش با مشکل طبقاتی شدن مواجه است.

به گزارش عصرتبریز، متن یادداشت غلامحسین مسعودی ریحان، عضو شورای شهر تبریز در ادامه می آید:

تمام متخصصین توسعه نقش آموزش و پرورش را در توسعه بی بدیل می دانند و در واقع توسعه بوسیله افراد توسعه یافته محقق می شود. برای درک این نکته که آیا جامعه ای در آینده به توسعه خواهد رسید ، به جای بررسی فن آوری‌های آن جامعه که از ظواهر توسعه است، باید میزان خلاقیت ، پرسشگری، تحرک ، روحیه کار جمعی ، تنوع طلبی و تفکر انتقادی آن کشور را سنجید.

اگر می خواهید ببینید کشوری توسعه یافته است، به کارخانه ها و صنایع آن نگاه نکنید، کافی است سری به سوی مدارس آن بزنید ، اگر محیط آموزش و روش های آموزشی آن محیط آرام ، خلاق و نوآورانه بود، بدانید نسلی که در حال تربیت است می تواند در آینده جامعه را با خلاقیت و نوآوری خود توسعه ببخشد. از این رو برای فهم اینکه کشوری توسعه یافته و یا در حال توسعه است نیازی به اندازه گیری درآمد ملی و یا سرآنه آن نیست، کافی است به دبستان ها برویم و به روانشناسی آموزش و پرورش کودکان توجه کنیم، زیرا نطفه های توسعه در دبستانها بسته می شود.

امروز در کشور ما آموزش و پرورش با مشکل طبقاتی شدن مواجه است، آیا آموزش و پرورشی که طبقاتی شده می تواند جامعه را به سمت و سوی توسعه همه جانبه برساند؟ آموزش و پرورش طبقاتی چه قدر می تواند الهام بخش باشد و در آموزش و پرورش طبقاتی پرورش استعداد دانش آموزان چگونه خواهد بود؟

در آموزش و پرورش طبقانی معلم و دانش آموز به شهروندان درجه یک و درجه دو تقسیم خواهد شد و معلم به نفع صاحبان پول و سرمایه مصادره خواهد شد و معلم که بعنوان نیروی محرکه و عامل توسعه و منشا عدالت و شجاعت و اخلاق‌مداری است ، در این شرایط دیگر نخواهد توانست نقش مهم معلمی را در نظام تعلیم و تربیت ایفا نماید.

وقتی معلم بخواهد از پایین بودن کیفیت آموزش، از پایین بودن برنامه های آموزشی، از پایین بودن معشیت خودش و از جایگاه مدرسه و معلم دفاع کند ، شاید سرنوشت خوبی در انتظارش نباشد.

سالیان سال است که معلمان به طرق مختلف تلاش می کنند و سعی می کنند صدای مظلومیت و احقاق حقوق خودشان و ارتقا کیفیت آموزش و پرورش را گوش تصمیم گیران برساند اما چه فایده! به مصداق شعر مرحوم میرزا ابولحسن یغمایی ، شاعر دوران قجری: گوش اگر گوش من و ناله اگر ناله تو … آنچه البته به جایی نمی رسد، فریاد است.