تراکتور و هواداران دلخوش
تراکتور و هواداران دلخوش

در حالی که هواداران تراکتور منتظر انتشار عکسی از دفتر زنوزی و تابلوی «و ان یکاد» معروف هستند، بازیکنانی از سوی کمیته فنی تیم جذب تیم می شوند که بی شباهت به فعالیت نقل و انتقالاتی فصل گذشته باشگاه نیست.

عصرتبریز – جهانبخش احمدیان: سال گذشته همین مواقع رضا مهاجری به عنوان مدیر فنی تیم های تراکتور با مشورت رسول خطیبی، بازیکنانی را جذب تراکتور کردند که هیچ کدام از آنها با نظر سرمربی صورت نگرفته بود و عملا به درد تیم هم نخوردند. آن بازیکنان یکی پس ازدیگری به روی نیمکت رفته و به تدریج از تیم کنار گذاشته شدند. آن گلری هم که مانده بود، در هفته های آخر حاشیه ای را دامن زد که تیم را به قهقرا برد. گرچه بررسی دقیق آن اتفاق می تواند کم کاری مدافعین را نیز محرز کند، ولی آنچه که بولد شد، نقش فروزان بود.

امسال نیز همچون فصول گذشته، منتظر جذب سرمربی تیم هستیم که بنا بر دلایلی نامعلوم، تا بدینجای کار اسمی از این سرمربی به صورت رسمی اعلام نشده است. تنها دلخوش به این هستیم که زنوزی مربی بزرگ و صاحب سبکی را به تبریز خواهد آورد.

البته شایعاتی دهان به دهان می چرخد و اسامی مختلفی رد و بدل می شود، ولی هیچ کدام از آنها تأیید رسمی نشده اند. تنها موردی که باشگاه در مورد آن اطلاع رسانی کرد؛ تونی اولیویرای پرتغالی بود که به خاطر پسرش کنار گذاشتند. در کنار اینها نام های دیگری نیز مطرح می شوند که به نوعی شناخته شده در دنیای فوتبال هستند.

آنچه که شاید مدیران باشگاه از آن غافل شده اند، این است که مربی صاحب نام و صاحب سبک به تنهایی نمی تواند عامل موفقیت تیم باشد. کما اینکه، جان توشاک ولزی با آن کارنامه درخشان نتوانست و یا جرج لیکنز بلژیکی با رزومه بازیکن سازی، قادر به برآورده کردن خواسته های هواداران و باشگاه نشد.

تیمی که مربی صاحب نام می آورد، حق ندارد سراغ بازیکنانی مثل اهل شاخه و عبدالله زاده برود، یا اصلا بدون در نظر گرفتن سلیقه سرمربی و تاکتیک او اقدام به جذب بازیکن بکند. الان خانزاده و تیکدری و مظاهری و مهری، جذب تیم شده اند؛ اگر این بازیکنان و نحوه بازی آنها در سیستم سرمربی جدید جایی نداشته باشد و یا اصلا این سرمربی اعتقادی به بازی این افراد نداشته باشد، مجبور به کنار گذاشتن آنها و ازدست دادن سهمیه بازیکن خواهیم بود.

نمی توانیم به هر نحو ممکن اقدام به جذب بازیکن کنیم و عین هندوانه سربسته در اختیار سرمربی ناآشنا به فوتبال و بازیکنان ایرانی قرار بدهیم و دست آخر دلخوش به این باشیم که آخر فصل قهرمان خواهیم شد و یا سهمیه آسیا خواهیم گرفت.

واقعیت این است که از فرصت هایمان به نحو احسن استفاده نمی کنیم و تنها دلخوش به وعده و وعید و ناکامی رقیبان هستیم. دلخوش به این هستیم که شاید باشگاه پدیده محکوم به استفاده از بازیکن غیرمجاز باشد و ما به جای آنها در آسیا بازی کنیم. یا دلخوش به این باشیم که یکی از سه باشگاه دولتی نتواند بدهی انباشته خود را پرداخت کند و از لیگ قهرمانان کنار گذاشته بود تا ما جای آنها را بگیریم. با حرص و ولع خاصی این اخبار را طوری دنبال می کنیم که انگار با این فوتبال و دست های پشت پرده آن آشنا نیستیم.

مگر وزارت ورزش و وزارت صنعت و معدن اجازه حذف باشگاه های خود از لیگ قهرمانان را می دهند؟ آن هم به دلیل عدم پرداخت بدهی انباشته ای که از شکایات بازیکنان خارجی به دست آمده است؟ همین فصل گذشته مگر وزارت ورزش میلیاردها بدهی سرخابی ها را پرداخت نکرد؟! یا خود باشگاه پدیده مگر باشگاه فقیری است که اجازه دهد تراکتور جای او را بگیرد؟! الکی دلخوش به هیاهوی رسانه ای رئیس فدراسیون و رسانه های زرد نباشیم؛ اتفاقی رخ نخواهد داد.

جایی که می توانیم آینده تیم و باشگاه را به دست خودمان بسازیم، و با جذب به موقع سرمربی و عقد قرارداد با بازیکنان مد نظر وی، به اهداف باشگاه و مطالبه هواداران دست یابیم، نباید چشم به عملکرد و ناکامی دیگران و دلخوش به محرومیت آنها باشیم.