نقد بی رحمانه
نقد بی رحمانه

اگر روحیه نقد بی رحمانه در جامعه جابیفتد نه این همه سلبریتی همه چیزدان خواهیم داشت و نه این حجم عظیم از مطالب غیرعلمی تلگرامی و اینستاگرامی.

عصرتبریز – رسول پورزمانی: بدون هیچ شک و شبهه ای جامعه امروز ایران بیش از هر زمان دیگری نیازمند نقد است. بررسی وضعیت مقالات علمی، پایان نامه های دانشگاهی، حوزه نشر کتاب و مطبوعات چرایی این نیازمندی را به روشنی نشان می دهد.

اگر نگاهی به وضعیت موارد ذکر شده داشته باشیم خواهیم دید که مطالب بسیاری بدون این که مورد بررسی و نقد قرار گیرند پخش و حتی در موارد زیادی بازپخش شده اند و جز در موارد حساسیت برانگیز در سطح جامعه، شاهد انتقادات اصولی و راهگشا نبوده ایم و نیستیم. این که چرا جامعه ایران با این حجم از مقالات علمی (ایران از لحاظ تولید مقالات علمی در حال حاضر مقام پانزدهم جهان را داراست و حتی رتبه ای بهتر از کشورهایی چون سوئد، سوئیس و اتریش داشته است) نتوانسته در حل مسائل گوناگون داخل کشور به آن مقالات رجوع کند، موضوعی است که باید به صورت مفصل مورد بررسی قرار بگیرد ولی بدون شک یکی از دلایل این عدم بهره مندی، عدم نقد این مقالات در داخل کشور و روآوری مجلات خارجی و داخلی به چاپ مقالات پولی است. برخی از نشریاتمان نیز در حال حاضر در چنین چرخه ای گرفتار شده است.

مطبوعاتی که فقط و فقط می خواهند چاپ شوند و افرادی که فارغ از تخصص، فقط و فقط می خواهند بنویسند تا مبادا کارهای اداری شان و رتبه دولتی مطبوعه شان مورد لطمه قرار گیرد. تنها چیزی که می تواند در شرایط اقتصادی فعلی کشور، جلوی این حجم از هدررفت کاغذ و سرمایه های انسانی در این حوزه را بگیرد، رواج فرهنگ نقد آن هم از نوع بی رحمانه (نه بی ادبانه) است. با داشتن چنین فضایی بی شک آنانی که به اشتباه وارد چنین فضایی شده اند عرصه را بر خود تنگ دیده و کار در این حوزه را به کاردان ها خواهند سپرد و همین امر مطلوب شدن فضای مطبوعات کشور را در پی خواهد داشت.فضای دانشگاهی امروز کشور نیز بیش از همه عرصه ها در این مورد ضربه دیده است.

در چنین فضایی است که بیشتر جلسات دفاعیه پایان نامه ها حتی در معتبرترین دانشگاه های کشور بی شباهت به مراسم بله برون نیست و با تعارفات بیجا و غیرعلمی سپری می شود و هر پایان نامه ای با هر کیفیتی نمره قبولی گرفته و به تبع آن هر دانشجویی نیز با هر کیفیتی فارغ التحصیل می شود. واقعیت این است که اگر امروز پایان نامه ها و مقالات علمی ما چندان مورد توجه قرار نمی گیرند به دلیل عدم نقد مناسب چه قبل و چه بعد از چاپ است. در کنار این موارد، مهم ترین حوزه ای که امروز به لحاظ کمیت با چنین مشکلی دست به گریبان است، فضاهای موجود مجازی است. فضاهایی که هر کسی با هر تخصصی می تواند نظر خود را بیان کند. نظراتی که در اکثر موارد مورد نقد قرار نمی گیرند و در بهترین حالت کار نویسنده و دنبال کننده به دشنام و ناسزا می کشد.

اگر امروز در جامعه مطالب بی پایه و اساس زیادی در بسیاری از حوزه ها نشر می یابد، دلیلی جز نبودن روحیه نقادی و نقدپذیری ندارد. بدون شک اگر نویسنده این مطالب سایه سنگین این چنین نقدهایی را بر روی خود احساس کنند حتی جرات نوشتن در حوزه غیرتخصصی خود را نیز نخواهند داشت. وقتی چنین نقدهایی وجود ندارد یک سلبریتی می تواند درباره همه چیز یک جامعه نظر دهد و در حوزه های غیر تخصصی عرض اندام کند و حتی میلیون ها نفر را نیز با نظرات خویش همراه سازد.

اگر روحیه نقد بی رحمانه در جامعه جابیفتد نه این همه سلبریتی همه چیزدان خواهیم داشت و نه این حجم عظیم از مطالب غیرعلمی تلگرامی و اینستاگرامی. بدون شبهه اگر بتوانیم نقد بی رحمانه را (با مغالطه اشتباه نشود) جایگزین نقدهای مصلحتی و شخصی مان بکنیم و مصلحت جامعه را بر هر مصلحت دیگری ترجیح دهیم، در بیشتر سطوح جامعه شاهد توسعه خواهیم بود. این تقابل نظرات و نقدها و نقد همان نقدهاست که با زدودن اغلاط و اشتباهات باعث حرکت جامعه به سمت نقطه مطلوب می شود.