برکناری سرمربی تراکتورسازی در شرایطی نقل محافل فوتبالی تبریز شده که به نظر می رسد این کار در مقطع فعلی چندان منطقی نیست.

به گزارش عصرتبریز، لیگ هجدم برای باشگاه تراکتورسازی یک برگ جدید از تاریخ است که همیشه از آن در سال های آینده به نیکی یاد خواهد شد. این باشگاه پس از سال ها درخواست هوادارانش که خواهان خصوصی سازی بودند، به بخش خصوصی واگذار شد. واگذاری باشگاه به محمدرضا زنوزی، اتفاقی بود که همه هواداران تراکتورسازی را خوشحال کرد. زنوزی، مالک متمول باشگاه گسترش فولاد که مردی از خطه آذربایجان بود، بهترین گزینه ای بود که هواداران تیم مردمی تراکتورسازی او را برای مالکیت باشگاه شان در نظر داشتند. سرانجام، شد آنچه که باید می شد. تراکتورسازی خصوصی شد و مالکش زنوزی شد که هواداران باورش داشتند. آغاز راه تراکتورِ خصوصی، چندان جذاب نبود اما هر چه زمان می گذشت، تراکتورِ لیگ هجدهم جذاب تر می شد. ستاره هایی که به تیم تراکتورسازی پیوستند، ستاره هایی بودند که بسیاری از تیم های بزرگ فوتبال ایران حضور آنها را در تیم خود حتی تصور هم نمی کردند. اشکان دژاگه، مسعود شجاعی و احسان حاج صفی به تراکتورسازی پیوستند تا این تیم پذیرای سه کاپیتان تیم ملی باشد. ستاره های خارجی تراکتور همچون سوگیتا و استوکس نیامده درخشیدند تا نشان دهند زنوزی به کاهدان نزده است. مسیر جذاب تراکتوری ها در حال ادامه یافتن بود تا اینکه این تیم مقابل صنعت نفت در جام حذفی شکست خورد. این شکست در حالی برای تراکتورسازی رقم خورد که این تیم تا ۱۰ دقیقه مانده به پایان بازی با نتیجه ۳ بر یک از حریف پیش بود. میزبان بازی را ۳-۳ کرد و در پنالتی هم ۴ بر ۳ پیروز شد تا شاگردان توشاک از جام حذفی کنار بروند. این شکست کافی بود تا صندلی سرمربی ولزی دچار یک لرزش شدید شود. لرزشی که می خواهیم در ادامه به آن پرداخته و به این نتیجه برسیم که هنوز برای وقوع آن خیلی زود است:

چه دادیم و چه می خواهیم

جان توشاک زمانی تراکتورسازی را در اختیار گرفتیم که این تیم تقریبا خریدهای لیگ برتری خود را انجام داده بود. بی شک برای حضور یک سرمربی خارجی در ایران پیش زمینه هایی لازم است که در مورد توشاک چندان مورد توجه قرار نگرفت. این سرمربی فرصت لازم برای کسب اطلاعات در مورد ستاره های فوتبال ایران را نداشت که البته خریدهای پیش از حضور او عملا چنین چیزی را غیر عملی کرده بود چرا که در صورت تمایل به جذب آنها، سهمیه چندانی برای تیم تراکتورسازی در نقل و انتقالات تابستانی باقی نمانده بود. خریدهای پر انتقاد زیادی پیش از حضور توشاک انجام شد که نتیجه آن کنار گذاشته شدن دو تن از این خریدها توسط سرمربی ولزی بود. البته توشاک در مورد عملکرد چند بازیکن دیگر نیز نارضایتی خود را به گوش مسئولان باشگاه رسانده بود؛ پایان نقل و انتقالات و کمبود سهمیه اما باعث شد تا خانه تکانی توشاک محدودیت داشته باشد. توشاک در چنین شرایطی کار خود را آغاز کرد. او با توجه به اندک فرصت باقی مانده، تنها توانست تیمش را به یک اردوی خارجی دو هفته ای برده بازیکنان را آنجا مورد محک قرار دهد.

چنین زمان محدودی برای شناخت بازیکنان یک تیم نه تنها کافی نیست بلکه خیلی هم کم است! اما چاره ای نبود! این اتفاق باعث شد تا چند هفته ابتدایی لیگ برتر برای تیم تراکتورسازی حکم بازی تدارکاتی را داشته باشند. به این صورت که توشاک برای شناخت کامل بازیکنان و عملکرد آنها در پست های مختلف مجبور بود در بازی های رسمی، آنها را مورد آزمایش قرار دهد. به هر نحوی که بود، تراکتورسازان پس از شکست تلخ مقابل استقلال تهران در هفته سوم توانستند به ترکیب نسبتا ایده آلی که توشاک در نظر داشت دست یابند. هر چند که این سرمربی همچنان اعتقاد داشت که تیمِ فعلی با ایده آل هایش همچنان فاصله دارد. دو برد و یک مساوی ارزشمند مقابل سپاهان در اصفهان باعث شد تا امیدواری ها به تیم توشاک بیشتر شود. او مقابل صنعت نفت لقب مربی بازنده را گرفت و خیلی زود صحبت از برکناری اش به میان آمد اما نکته مهم این است که در این مدت کوتاه چه به توشاک داده ایم و چه می خواهیم؟

تراکتور دژاگه و استوکس را دارد اما…

تراکتورسازی در حالی باید هفته هفتم را با بازی با پدیده پشت سر بگذارد که کادر فنی این تیم به دلیل کمبود بازیکن در چند پست، همچنان در انتظار خرید بازیکن است. این مساله ای است که به وضوح می توانیم نتیجه آن را در بازی های تراکتورسازی مشاهده کنیم. تیم توشاک علی رغم داشتن ستاره های بزرگ، در بعضی از پست ها به شدت ضعیف است. تراکتورسازی دژآگه، شجاعی و استوکس را دارد اما برخی از بازیکنان این تیم که به دلیل کمبود بازیکن اجبارا در ترکیب اصلی قرار داده می شوند کیفیتی کمتر از ۵۰% این بازیکنان را دارند. این یعنی، تیم به تعادل لازم در بین خطوط دست نیافته است. بی شک سرمربی تیم نمی تواند توانایی ذاتی یک بازیکن را ارتقا ببخشد. وظیفه یک سرمربی استفاده از توانایی های بازیکن در بهترین پست و زمان ممکن است، زمانی که بازیکن توانایی لازم را برای حضور در یک تیم بزرگ نداشته باشد هیچ سرمربی نمی تواند کاری برای او انجام دهد. بدون نام بردن از بازیکن خاصی می توانیم از نفراتی در ترکیب اصلی تیم تراکتورسازی یاد کنیم که در صورت تکمیل بودن لیست این تیم و حضور بازیکنانی در حد و اندازه های لازم، شاید نشستن روی سکو نیز برایشان مقدر نباشد. در چنین شرایطی بی شک یک سرمربی تنها می تواند به تغییر پست بازیکنان در شرایط های مختلف بپردازد و سعی در رفع ایرادات بازیکنانش داشته باشد که البته این یک ریسک بزرگ است چرا که احتمال نتیجه بخش بودن آن بسیار کم است.

حافظه خود را تقویت کنیم

تراکتورسازی پس از پشت سر گذاشتن یک فصل کابوس وار و در شرایطی که با سقوط به لیگ دسته یک تنها چند امتیاز فاصله داشت، خود را به لیگ هجدهم رساند. این تیم در سال ۹۷ هیچ بردی را تا روز بازی با سایپا در تبریز کسب نکرده بود و این پیروزی اولین پیروزی خانگی این تیم پس از بهمن ماه سال ۹۶ بود. تراکتوری که جند هفته پیش سپاهان را در اصفهان تا مرز باختن در خانه پیش برد، سال گذشته حتی توان پیروزی مقابل تیم های قعر جدولی را هم نداشت. این تیم به واسطه تغییر و تحولات بسیاری که در آن به وجود آمده، آرام آرام در حال تبدیل شدن به یک تیم قابل احترام است. تیمی که توشاک به دست گرفته و ویژگی های بالا را شامل می شود، به زمان بیشتری برای رسیدن به آنچه که باید برسد، نیاز دارد. شکست مقابل صنعت نفت آبادان در شرایطی رقم خورد که شاید چند اشتباه تاکتیکی از سوی توشاک نیز در رقم خوردن آن بی تاثیر نبود. این تنها یک روی سکه است و روی دیگر آن تمامی ویژگی هایی است که به آنها اشاره کردیم. پس بهتر است حافظه خود را تقویت کنیم و بدانیم که تراکتورسازی همین چند ماه پیش فقط برای بقا در لیگ می جنگید و اینک به تیمی مخوف برای حریفان تبدیل شده است؛ این تیم هنوز با تیم ایده آلی که توشاک در نظر دارد فاصله دارد و در کنار تمامی نیازهای فنی، زمان بزرگترین نیازی است که تراکتورسازی به آن احتیاج دارد.

زمان، زمان، زمان و باز هم زمان

همان گونه که گفته شد تراکتورسازی هم از نظر مهره و هم از نظر آمادگی پیش از آغاز فصل در شرایط نرمالی قرار ندارد. این تیم برخلاف تیم هایی چون سپاهان که دو ماه پیش از آغاز لیگ سرمربی خود را شناخته و تمامی بازیکنان مورد نظرشان را جذب کرده بودند، تنها چند هفته مانده به آغاز بازی ها سرمربی خود را شناخت و آرام آرام ستاره هایی که اینک مشاهده می کنید را جذب کرد. هنوز جاهای خالی زیادی در تیم دیده می شود. عقل سلیم حکم می کند که به توشاک زمان داده شود، اگر ناسلیم نیز اگر اندکی فهم فوتبالی داشته باشد، بی شک با عقل سلیم هم نظر خواهد بود. چرا که در چنین اوضاعی تغییر سرمربی هیچ تاثیر مثبتی برای تیم نخواهد داشت. زمانی که همه چیز برای سرمربی از نظر زمان آماده سازی و بازیکنان مورد نظر فراهم باشد، برکنار کردن او پس از تنها شش هفته اقدامی بسیار پر انتقاد است حال در شرایطی که نه زمان کافی در اختیار توشاک بوده که تیمش را مهیای بازی ها کند و نه هنوز تیمش در تمامی پست ها صاخب بازیکنان مورد نظر شده، صحبت کردن از تغییرات در کادر فنی هیچ توجیه فوتبالی نداشته و دردی را دوا نخواهد کرد. بی شک این نوشته، نوشته ای نبست که هدف آن حمایت از توشاک یا نفض برکناری او باشد، بلکه هدف از نگارش آن تنها اشاره به این موضوع است که در دنیای فوتبال باید منطقی بود تا به نتیجه رسید. همان گونه که واکنش یک هوادار به یک خبر منفی در مورد تیمش می تواند تعیین کننده باشد، واکنش مدیر یک باشگاه به شرایط خاص نیز تاثیر بسیار زیادی خواهد داشت.

انتهای پیام/س