فانوس هدایت شهر
فانوس هدایت شهر
شهید آیت الله محمدعلی آل هاشم، از آن نا‌هاست که حضورش، صدایش و حتی فقدانش، هنوز سنگینی معنایی در قلب شهر دارد؛ کسی که برای نسلها، درس انسانیت، دیانت و پاسداری از ارزشها بود.

به گزارش عصرتبریز در گذر روزگار و در بادهای تند حادثه، برخی نامها همچون فانوسهایی در تاریکی می‌ درخشند؛ نامهایی که نه فقط بر صفحه کتاب تاریخ، بلکه بر صفحه قلبهای مردم حک شده‌ اند. شهید آیت الله محمدعلی آل هاشم، از آن نا‌هاست که حضورش، صدایش و حتی فقدانش، هنوز سنگینی معنایی در قلب شهر دارد؛ کسی که برای نسلها، درس انسانیت، دیانت و پاسداری از ارزشها بود.

آیت الله آل هاشم، فرزند دیار تبریز بود؛ شهری که همواره مهد علم و شهادت بوده و مردان بزرگش، در پیچ و خم سالها، در مصاف فتنه‌ ها و حوادث، قد علم کرده‌ اند. او از همان آغاز، با چهره‌ ای آرام، نگاه ژرف و لبخندی بی‌ سروصدا، دلهای بسیاری را به آسانی تسخیر می‌ کرد؛ اما پشت این آرامش، حکمت و صلابت خدایی موج میزد.

از همان نوجوانی، شعله طلب علم و فهم دین در وجودش روشن شد. او با تلاش و کوشش وصف‌ ناپذیر، راه طلبه‌ گی را برگزید؛ مسیر سختی که برایش نه فقط راهی به سوی فهم، بلکه به سوی خدمت و گره‌ گشایی از مردم بود. سالها در مدارس علمیه، درس خواند و درس داد. شاگردانش همیشه از اخلاق و فروتنی مثال ‌زدنی ‌اش سخن می‌ گفتند؛ خصلتی که در میان جمع، او را نه فقط عالم، بلکه پناهی مطمئن می‌ ساخت.

با رشد علمی ‌اش، سنگرهای مسئولیت اجتماعی را نیز از یاد نبرد. آیت الله آل هاشم، همیشه معتقد بود “علم بدون عمل” و “دین بدون کمک به خلق” ناقص است. حضورش در میان مردم، شرکت در مراسم‌ ها، نشست با جوانان، دغدغه ‌های اجتماعی و گوش دادن به درد دل محرومان، بخش مهمی از زندگی‌ اش بود. مردم تبریز، هرگز دیدارهای دلسوزانه او را فراموش نمی‌ کنند؛ لحظه‌ هایی که با حوصله، با زبان محبت و بی‌ تکلف ‌ترین واژه ‌ها، دردها و مشکلاتشان را گوش می ‌داد.

در سالهای حساس انقلاب و پس از آن، فعالیتهایش رنگ و بوی دیگری گرفت. او از جمله روحانیونی بود که شجاعتش بر جهل و ظلم و صراحت سخنش بر تاریکی‌ ها غلبه داشت. در کسوت امام جمعه تبریز، تریبون نمازجمعه را به مدرسه ‌ای برای تشخیص حق از باطل بدل کرد. خطبه‌ هایش نه فقط نغمه ‌ای دینی، بلکه صدایی اجتماعی بود؛ صدایی که بتواند امید را در دل نسل جدید بدمد و مسیر روشنی به مردم نشان دهد.

آیت الله آل هاشم در رویکردش به امور جوانان و جامعه، نوگرا و آگاه بود. میدانست جهان و سبک زندگی تغییر کرده است و باید با نسل جدید، زبان جدیدی گشود. از محیط‌ های دانشگاه تا جمع ‌های مردمی، حضورش معنای واقعی ارتباط با نسل امروز را داشت. او با دغدغه‌ مندی، همیشه به مسائل معیشت مردم و مشکلات اجتماعی توجه ویژه نشان داد. سخنانش نه فقط از روی دانش، بلکه از بن جانش بود؛ کلامی که مثل چشمه زلال جاری میشد و به دل می‌ نشست.

شهادت آیت الله آل هاشم، نه فقط یک فقدان، بلکه جراحتی عمیق بر پیکر شهر، استان و حتی ایران بود. مردم تبریز در سوگش، اشک ریختند و حتی آنان که شاید با خط مشی او آشنایی نداشتند، عظمت شخصیتش را در هنگام فقدانش شناختند. مردم در مراسم بزرگداشت او، از حکایتهای بزرگی و تواضعش گفتند؛ از خدمتی که برای محرومان کرد، از گره‌ هایی که در زندگی مردم گشود و از اراده ‌ای که در برابر سختی‌ ها نشان داد.

میراث آیت الله آل هاشم فراتر از سالهای عمرش، در دلهایی ماندگار شد که به یاد عطر حضورش، مهربان‌ تر شدند. شاگردانش، پیروانش و حتی کودکان شهر، امروز جای او را خالی می‌ بینند؛ اما روشنایی‌ ای که از خود به جا گذاشت، راهی برای آینده است. به یاد مجاهدتهای او، به یاد دعاهای شبانه و امیدهای روزانه‌ اش، هر گاه نامش به گوش می ‌رسد، دلها به احترامش خم می ‌شوند.

شاید زمانه، هرگز مانند او را به آسانی نیاورد؛ اما یاد او، چون شمعی در باد، تا همیشه روشنی ‌بخش اندیشه ‌ها و باورهاست. شهید آیت الله آل هاشم نمونه عینی آن بود که چگونه میتوان هم دست در دست مردم گذاشت، هم جان را وقف خدا و ارزشها کرد. راهش، راه انسانیت و ایمان است؛ پیامی که امروز بیش از همیشه، جامعه به آن نیاز دارد.

نویسنده: قمر طالبی

 

 

  • نویسنده : قمر طالبی