از دانشگاه محتوامحور تا دانشگاه فضیلت‌محور؛ تحولی فراگیر از دانش تا بصیرت
از دانشگاه محتوامحور تا دانشگاه فضیلت‌محور؛ تحولی فراگیر از دانش تا بصیرت
سرپرست دانشگاه فرهنگیان آذربایجان شرقی بر ضرورت حرکت این دانشگاه به سمت «فضیلت‌محوری» تاکید کرد و گفت: فرهنگ دانشگاهی، برنامه کارورزی و نقش‌آفرینی استادان باید در مسیر تبدیل دانش به بصیرت و تربیت معلمی مسئولیت‌پذیر و فضیلت‌مدار بازتعریف شود.

دکتر سهراب یزدانی در گفتگو با عصر تبریز ادامه داد: دانشگاه فرهنگیان، به‌عنوان دانشگاهی ماموریت‌محور و متولی تربیت معلم، می‌تواند از نهادی که بخش عمده رسالت آن انتقال دانش و مهارت‌های حرفه‌ای معلمی است، به نهادی فراتر از آموزش و انتقال محتوا بدل شود؛ نهادی که معلمِ صاحب‌بصیرت، فضیلت‌مدار، مسئولیت‌پذیر و اثرگذار تربیت می‌کند. در چنین محیطی، دانشجومعلم تنها دانش و مهارت‌های معلمی را فرا نمی‌گیرد، بلکه فضیلت را در خویشتن می‌پرورد و رفتار حرفه‌ای خود را بر مدار آن سامان می‌دهد؛ تا آنجا که حضور او در مدرسه، فراتر از انتقال دانش، به عاملی برای رشد اخلاقی، انسانی و مسئولانه دانش‌آموزان تبدیل شود.

بر مدار فضیلت‌محوری
خروجی مطلوب دانشگاه فرهنگیانِ فضیلت‌محور، صرفاً دانشجومعلمی نیست که بداند «چه چیزی را» و «چگونه» تدریس کند؛ بلکه معلمی است که بداند چرا تدریس می‌کند، برای چه کسی، با چه مسئولیتی و با چه پیامدهای انسانی و تربیتی. در چنین نگرشی، شایستگی حرفه‌ای تنها در گستره دانش تخصصی و توانایی اجرای روش‌های تدریس خلاصه نمی‌شود، بلکه با فضیلت‌هایی همچون عدالت‌ورزی، مسئولیت‌پذیری، صداقت، احترام، همدلی، کرامت‌مداری و تعهد درهم می‌آمیزد. معلم فضیلت‌محور، پیش از آنکه فضیلت را در قالب گفتار به دانش‌آموز بیاموزد، آن را در منش و رفتار خویش به تصویر می‌کشد؛ زیرا بخش بزرگی از تربیت، نه از مسیر گفتن، بلکه از طریق بودن و الگو شدن شکل می‌گیرد.

ایجاد فرهنگ دانشگاهی فضیلت‌محور
فرهنگ دانشگاهی فضیلت‌محور باید در تار و پود مناسبات دانشگاهی جاری شود؛ از رابطه استاد و دانشجو تا تعامل دانشجویان با یکدیگر، از ارتباط مدیران و اعضای هیئت علمی تا پیوند دانشگاه با مدارس و نهادهای آموزش‌وپرورش. در چنین فرهنگی، احترام، عدالت، مشارکت، مسئولیت‌پذیری، گفت‌وگو، اعتماد، پاسخ‌گویی و کرامت انسانی نه مفاهیمی صرفاً نظری و نه شعارهایی برآمده از متن اسناد، بلکه ارزش‌هایی زیسته و تجربه‌شده در زندگی روزمره دانشگاهی‌اند. دانشجومعلم در این فضا، بخشی از هویت حرفه‌ای و الگوی رفتاری آینده خویش را از آنچه می‌بیند، تجربه می‌کند و در روابط دانشگاهی شاهد آن است، فرامی‌گیرد. او تنها از محتوای درس استاد نمی‌آموزد؛ از منش استاد، از شیوه گفت‌وگوی او، از نحوه مواجهه‌اش با خطا، از میزان احترامش به دیگری و از عدالت او در داوری نیز درس می‌گیرد. ازاین‌رو، دانشگاهی که در پی تربیت معلم فضیلت‌محور است، باید پیش از هر چیز، خود به زیست‌بوم فضیلت‌ورزی تبدیل شود.

تحول در برنامه کارورزی در رویکرد فضیلت محور
در این رویکرد، کارورزی نباید صرفاً محلی برای مشاهده کلاس، اجرای چند فعالیت آموزشی و ثبت گزارش باشد؛ بلکه باید به عرصه‌ای برای تربیت حرفه‌ای، اخلاقی و تأملی دانشجومعلم تبدیل شود؛ عرصه‌ای که در آن فاصله میان دانش نظری و واقعیت تربیتی کاهش می‌یابد و تجربه، به زمینه‌ای برای خودشناسی و رشد حرفه‌ای بدل می‌شود.
دانشجومعلم در جریان کارورزی خویشتن و ویژگی‌های حرفه‌ای خود را می¬شناسد، نقاط قوت و ضعف خویش را بازشناسی می¬کند، مسائل واقعی مدرسه را کشف و تحلیل و موقعیت‌های تربیتی را از زوایای گوناگون می¬نگرد و در نهایت درباره تصمیم‌ها و اقدامات خود به تأمل و پیامدهای رفتار خویش را می-سنجد. در چنین فرایندی، تجربه در سطح تجربه باقی نمی‌ماند؛ بلکه از رهگذر مشاهده، تجربه، تحلیل، تأمل و بازاندیشی به فهم و سپس به بصیرت حرفه‌ای راه می‌یابد. دانشجومعلم درمی‌یابد که هر تصمیم آموزشی، افزون بر پیامدهای آموزشی، می‌تواند آثار عاطفی، اخلاقی و تربیتی عمیقی بر جای گذارد. بدین‌سان، کارورزی از یک دوره عملی برای تمرین تدریس، به بستری برای شکل‌گیری هویت حرفه‌ای و فضیلت‌مدار معلم تبدیل می‌شود.

تبدیل دانش به بصیرت با نقش‌آفرینی استادان
گذار از دانشگاه محتوامحور به دانشگاه فضیلت‌محور، بدون تحول در نقش و جایگاه استاد امکان‌پذیر نیست. اعضای هیئت علمی دانشگاه فرهنگیان از مهم‌ترین عوامل شکل‌گیری شخصیت حرفه‌ای، نگرش تربیتی و بصیرت دانشجومعلمان به شمار می‌آیند. در دانشگاه فضیلت‌محور، استاد از جایگاه صرفاً «ارائه‌دهنده محتوا» فراتر می‌رود و به مربی، تسهیل‌گر یادگیری، الگوی فضیلت و پرورش‌دهنده بصیرت حرفه‌ای بدل می‌شود. استاد در این جایگاه، دانشجومعلم را با مسائل واقعی و پیچیده مدرسه روبه‌رو می‌سازد و او را به اندیشیدن درباره چرایی رخدادها، پیامدهای تصمیم‌ها، ابعاد اخلاقی موقعیت‌ها و مسئولیت حرفه‌ای خویش فرامی‌خواند؛ تا دانشجومعلم به جای جست‌وجوی پاسخ‌های آماده، خود در مسیر فهم، کشف و بصیرت گام بردارد. در این فرایند، خودکاوی و تأمل حرفه‌ای جایگاهی بنیادین می‌یابد. دانشجومعلم می‌آموزد از خویش بپرسد: «چرا چنین تصمیمی گرفتم؟»، «چه چیزی بر رفتار من اثر گذاشت؟»، «تصمیم من چه پیامدی برای دانش‌آموز داشت؟»، «آیا می‌توانستم به شیوه‌ای مسئولانه‌تر و اخلاقی‌تر عمل کنم؟» و «از این تجربه چه آموختم که باید در موقعیت بعدی به کار گیرم؟.
پرسش‌هایی از این دست، دانش را از سطح اطلاعات و مفاهیم نظری فراتر می‌برند و آن را در بستر تجربه و تأمل، به فهمی عمیق‌تر بدل می‌کنند. در این مسیر، دانشجومعلم نه‌تنها درباره «چه چیزی» و «چگونه» می‌آموزد، بلکه به‌تدریج «چرایی» عمل حرفه‌ای را درمی‌یابد و از دانش به فهم، از فهم به تأمل و از تأمل به بصیرت می‌رسد. دانشگاه فرهنگیان زمانی می‌تواند از محتوامحوری عبور کند که استادان آن صرفاً تولیدکننده و انتقال‌دهنده محتوا نباشند، بلکه معماران تجربه‌های یادگیری، مربیان تفکر، الگوهای فضیلت و پرورش‌دهندگان بصیرت حرفه‌ای باشند.
در چنین دانشگاهی، دانش پایان راه نیست؛ آغاز راه است. دانش، هنگامی که با تجربه، تأمل، فضیلت و مسئولیت درآمیزد، به بصیرت تبدیل می‌شود و بصیرت، هنگامی که در عمل تجلی یابد، به تربیت می‌انجامد. غایت دانشگاه فرهنگیان نیز چیزی جز این نیست: تربیت معلمی که نه‌فقط می‌داند، بلکه می‌فهمد؛ نه‌فقط می‌فهمد، بلکه مسئولانه انتخاب می‌کند؛ و نه‌فقط انتخاب می‌کند، بلکه با فضیلت و بصیرت، آینده نسل‌ها را می‌سازد.