به گزارش عصرتبریز به نقل از فرارو، در حالی که احتمال ازسرگیری درگیری نظامی با ایران افزایش یافته است، دولت دونالد ترامپ مسیر تازهای را برای مذاکره با تهران در پیش گرفته است که برقراری ارتباط مستقیم میان جیدی ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا و محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران را دربرمیگیرد.
واشنگتن معتقد است محسن رضایی برخلاف برخی چهرههای سیاسی، از نفوذ کافی برای جلب حمایت جریانهای اصلی قدرت در جمهوری اسلامی و پیشبرد توافق برخوردار است؛ اما انتخاب او با یک تناقض مهم همراه است.
در شرایطی که تحرکات نظامی آمریکا در منطقه افزایش یافته و بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل همچنان از ضرورت تغییر حکومت در ایران سخن میگوید، کاخ سفید تلاش دارد پیش از بسته شدن پنجره دیپلماسی، مسیر تازهای برای دستیابی به توافق با تهران باز کند. جیدی ونس هفته گذشته نامهای برای محسن رضایی ارسال کرده و در آن آمادگی خود را برای دیدار مستقیم با این مقام ایرانی و گفتوگو درباره توافقی برای پایان دادن به جنگ اعلام کرده است.
بر اساس توضیحات مقام آمریکایی، پیام ونس بر ضرورت در اولویت قرار گرفتن منافع ملی دو کشور در مذاکرات تأکید داشته است. واشنگتن جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای را مهمترین هدف خود معرفی کرده و در مقابل، منافع تهران را بازسازی اقتصادی پس از جنگ و تحریمها و حفظ حاکمیت ملی دانسته است. ونس همچنین بر ضرورت معرفی نمایندگانی از سوی ایران تأکید کرده که اختیار واقعی برای تصمیمگیری درباره مسائل هستهای داشته باشند.
چرا واشنگتن از مسیر محسن رضایی وارد شده است؟
انتخاب محسن رضایی بهعنوان مخاطب مستقیم معاون رئیسجمهور آمریکا، نشاندهنده تغییر ارزیابی واشنگتن از ساختار قدرت در جمهوری اسلامی است. به نوشته دیوید ایگنیشس، دولت ترامپ به این جمعبندی رسیده است که محسن رضایی مهمترین نقطه تماس برای دستیابی به توافق در تهران و احتمالاً تنها چهرهای است که میتواند اجماعی در میان جریانهای مختلف قدرت برای توقف برنامه هستهای و پایان جنگ ایجاد کند.
ارزیابی نهادهای اطلاعاتی آمریکا این است که محسن رضایی ارتباط مستمری با رهبر جمهوری اسلامی دارد و این دو در روزهای اخیر پس از دریافت نامه ونس با یکدیگر گفتوگو کردهاند. همچنین گفته میشود محسن رضایی پس از بازسازی ساختار شورای عالی امنیت ملی و انتصاب افراد نزدیک به خود، نفوذ بیشتری در این نهاد به دست آورده است. ارتباط او با مقامهای مسئول حوزه اقتصاد ایران نیز از دیگر عواملی است که توجه واشنگتن را جلب کرده است.
تجربه اسلامآباد؛ توافقی که دوام نیاورد
این نخستین تلاش ونس برای هدایت مذاکرات مستقیم با ایران نیست. او در ماه آوریل به اسلامآباد سفر کرد و با محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی دیدار داشت. در آن مذاکرات، معاون رئیسجمهور آمریکا پیشنهاد گستردهای را مطرح کرد که بر اساس آن، واشنگتن آماده بود تحریمهای اقتصادی علیه ایران را لغو کند و از طریق گسترش روابط اقتصادی، آنچه دولت ترامپ «پل طلایی» نامیده بود، ایجاد کند. در مقابل، ایران باید یک توافق هستهای الزامآور را میپذیرفت.
با این حال، قالیباف نتوانست این پیشنهاد را در تهران به یک توافق سیاسی قابل اجرا تبدیل کند. دو طرف در نهایت به یک تفاهمنامه محدود و مبهم دست یافتند، اما این توافق با آغاز تبادل آتش میان ایران و آمریکا در تنگه هرمز عملاً از بین رفت. پس از مذاکرات اسلامآباد، ارزیابی نهادهای اطلاعاتی آمریکا درباره ساختار قدرت در ایران تغییر کرد و محسن رضایی بهعنوان یکی از مهمترین مراکز تصمیمگیری در جمهوری اسلامی شناسایی شد.
نتانیاهو به دنبال تغییر حکومت؛ ترامپ میان جنگ و توافق
تحرکات دیپلماتیک ونس در شرایطی انجام میشود که خطر بازگشت به جنگ همچنان جدی است. نتانیاهو که در انتخابات اخیر اسرائیل موقعیت سیاسی خود را حفظ کرده، همچنان از تغییر حکومت در ایران بهعنوان راهی برای پایان دادن به تهدیدهای جمهوری اسلامی حمایت میکند. از سوی دیگر، ترامپ نیز با اعلام اینکه میخواهد «کار را در ایران تمام کند»، احتمال عملیات نظامی جدید را منتفی ندانسته است. همزمان، پنتاگون در حال افزایش نیروهای نظامی آمریکا در منطقه است. با این حال، به نوشته ایگنیشس، نشانهها حاکی از آن است که ترامپ و ونس در شرایط کنونی توافق مسالمتآمیز را به ازسرگیری جنگ ترجیح میدهند.
کاخ سفید ظاهراً نگران است که فرصت دستیابی به توافق بدون بازگشت به درگیری نظامی در حال از دست رفتن باشد. به همین دلیل، تلاش دارد به جریانهای تندرو در تهران نشان دهد که پیشنهاد دیپلماتیک واشنگتن جدی است و امکان مذاکره مستقیم در بالاترین سطوح وجود دارد. قطر نیز در این میان نقش محوری خود را حفظ کرده است. فرستادگان این کشور طی هفتههای گذشته با محسن رضایی و دیگر مقامهای ارشد ایرانی در ارتباط بودهاند و تلاش کردهاند زمینه ادامه مذاکرات را فراهم کنند. گفته میشود مقامهای ایرانی ارسال مستقیم نامه از سوی ونس را نشانهای از احترام واشنگتن به جایگاه محسن رضایی تلقی کردهاند؛ با این حال، هنوز نشانه مشخصی از تغییر موضع تهران درباره مسئله اصلی مناقشه یعنی برنامه هستهای دیده نمیشود.
محاسبات انتخاباتی در پشت ابتکار صلح
نقش فزاینده ونس در پرونده ایران، علاوه بر اهمیت دیپلماتیک، ابعاد سیاسی داخلی نیز دارد. معاون رئیسجمهور آمریکا که در ماههای گذشته مسئولیت هدایت مذاکرات با تهران را بر عهده گرفته، از منتقدان جنگی بوده که در افکار عمومی آمریکا محبوبیت بالایی ندارد.
ابتکار تازه دیپلماتیک نیز در آستانه انتخابات میاندورهای مطرح شده است؛ انتخاباتی که جمهوریخواهان با خطر از دست دادن کنترل کنگره روبهرو هستند. از این منظر، دستیابی به توافق با ایران میتواند برای دولت ترامپ یک دستاورد سیاسی محسوب شود؛ بهویژه اگر بتواند از هزینههای اقتصادی و امنیتی ادامه جنگ جلوگیری کند. با این حال، دیوید ایگنیشس تأکید میکند که فارغ از منافع سیاسی احتمالی کاخ سفید، تلاش برای دستیابی به توافق همچنان جایگزین مناسبتری برای آغاز دور تازهای از جنگ است.
در نهایت، پرسش اصلی این است که آیا محسن رضایی میتواند از نفوذ خود برای ایجاد اجماع در تهران استفاده کند و آیا واشنگتن حاضر خواهد بود در برابر امتیازهای هستهای ایران، بخشی از مطالبات اقتصادی و سیاسی جمهوری اسلامی را بپذیرد؟ پاسخ این پرسشها نهتنها سرنوشت ابتکار دیپلماتیک ونس، بلکه مسیر آینده جنگ و امنیت خاورمیانه را نیز تحت تأثیر قرار خواهد داد.















































