جوزف گوبلز، وزیر تبلیغات رژیم نازی، استاد این کار بود و برای همین نازیها به این تکنیک، «دروغ گوبلزی» میگفتند: «یک دروغ بزرگ را آنقدر تکرار کن تا به عنوان حقیقت پذیرفته شود.»
گوبلز از همین آسیبپذیری انسان، سلاحی ساخت به نام «دروغ گوبلزی» که بر دو اصل استوار است:
تکرار:
او میدانست که تکرار، حتی غیرمنطقیترین ادعاها را در ذهن مردم نهادینه میکند.
دروغ بزرگ:
مردم به راحتی دروغهای کوچک میسازند، اما جرأت گفتن دروغهای بزرگ را ندارند. پس وقتی کسی چنین دروغی میگوید، مردم فکر میکنند: “حتماً راست میگوید، وگرنه چطور جرأت کرده؟!”
گوبلز از رسانههای جمعی (رادیو، سینما، مطبوعات) به عنوان بلندگوی این تکنیک استفاده میکرد تا «واقعیتسازی» کند.
حالا این مفهوم چه چیزی را به یاد شما میآورد؟
آیا در فضای رسانهای امروز ردپایی از این تکنیک را دیدهاید؟








































