به گزارش عصرتبریز، قمر طالبی؛ کافی است عصرگاه سری به بوستانها، معابر شهری یا راهروهای مجتمع های مسکونی کلانشهرها بزنید تا تغییر چهره زیست شهری را آشکارا مشاهده کنید. همراهی سگها و گربه ها با شهروندان، افزایش قارچ گونه کلینیک های تخصصی دامپزشکی، بیمارستانهای حیوانات و فروشگاه های پت شاپ، همگی نشانه های تثبیت سبکی نوین از زندگی در بستری هستند که هنوز سازوکارهای حقوقی و اجتماعی لازم برای آن به درستی تعریف نشده است. این دگرگونی، جامعه شهری را به دو طیف موافقان و منتقدان جدی تقسیم کرده و پرسشی اساسی را پیش روی مدیران شهری نهاده است: چگونه میتوان میان حق افراد برای انتخاب سبک زندگی شخصی و حق عمومی شهروندان برای برخورداری از امنیت، بهداشت و آسایش، توازن برقرار کرد؟
انعکاس تنهایی انسان مدرن یا مدگرایی اجتماعی؟
کارشناسان علوم اجتماعی معتقدند افزایش تمایل به نگهداری حیوانات خانگی، بیش از آنکه رفتاری گذرا باشد، بازتابی از تحولات ساختاری در نهاد خانواده و روابط اجتماعی در دهه های اخیر است. کوچک شدن بعد خانوارها، افزایش نرخ تجرد، پدیده تک فرزندی و فاصله گرفتن از شبکه های سنتی خویشاوندی، سبب شده است بخشی از شهروندان برای پر کردن خلاءهای عاطفی و گریز از تنهایی به همنشینی با حیوانات روی آورند.
روایت موافقان؛ از ارتقای سلامت روان تا حس مسئولیت
در سوی موافقان، صاحبان حیوانات خانگی این موجودات را نه فقط یک سرگرمی، بلکه پناهگاهی عاطفی و همدمی وفادار معرفی می کنند. یک صاحب سگ در تبریز می گوید: «نگهداری از حیوان برای من تجربه ای در جهت مسئولیت پذیری بیشتر بوده است؛ رسیدگی به واکسیناسیون، نظافت، تغذیه و سلامت حیوان مستلزم نظمی روزانه است که زندگی انسان را هدفمندتر می کند.»
او ادامه می دهد: «متأسفانه جامعه اغلب رفتار نادرست عده ای محدود را که بدون قلاده حیوان را بیرون می آورند یا فضولات آن را پاک نمی کنند، به پای همه صاحبان حیوانات می نویسد. من همواره قلاده را محکم نگه میدارم، کیسه مخصوص دفع پسماند همراهم است و مانع از نزدیک شدن ناخواسته حیوان به افراد ناآشنا می شوم. جامعه باید یاد بگیرد که به تفاوتهای فردی احترام بگذارد.»
پژوهشهای روانشناختی نیز گواه این نکته اند که مراقبت از حیوانات میتواند سطح هورمون کورتیزول ناشی از استرس را کاهش داده و موجب ترشح اکسی توسین شود. با این همه، موافقان آگاه همواره تصریح می کنند که این آرامش فردی هرگز نباید به قیمت ناآرامی روانی سایر همشهریان تأمین شود.
دغدغه معترضان؛ نقض آسایش، هراس و آلودگی محیطی
در نقطه مقابل، منتقدان و شهروندان ناراضی نیز استدلال هایی مستند و واقعی دارند. یکی از ساکنان یک مجتمع آپارتمانی در این باره می گوید: «مشکل ما مخالفت کورکورانه با طبیعت یا حیوانات نیست؛ مسئله نقض حقوق اولیه همسایگی است. وقتی نیمه شب صدای پارس ممتد سگی آرامش ساختمان را به هم میزند، یا صبح ها فضولات حیوانات در باغچه مشترک و پیاده روها رها می شود، احساس بی پناهی می کنیم.»
او خاطرنشان می کند: «بخش زیادی از شهروندان، به ویژه کودکان، زنان باردار و سالمندان، فوبیای حیوانات دارند یا به مو و شوره آنها دچار حساسیت های شدید تنفسی می شوند. صاحبان حیوانات باید این حساسیت ها را محترم بشمارند و نخواهند دیگران را وادار به سازگاری با سلیقه شخصی خود کنند.»
پزشکان و کارشناسان بهداشت عمومی نیز بارها نسبت به خطر بیماریهای مشترک میان انسان و دام مانند هاری، کیست هیداتیک، توکسوپلاسموز و انتقال انگل ها هشدار داده اند؛ مخاطراتی که ضرورت واکسیناسیون مداوم، شناسنامه دار بودن و پایش سلامت حیوانات را صدچندان می کند.
اقتصاد نوظهور؛ از هتل های حیوانات تا تاکسی های اختصاصی
این تغییر ذائقه اجتماعی، پیامدهای اقتصادی چشمگیری نیز به دنبال داشته است. طبق آمارهای غیررسمی، بازار کالاها و خدمات حیوانات خانگی در ایران طی سالهای اخیر رشدی تصاعدی را تجربه کرده است. ظهور مشاغل خدماتی مانند پانسیون ها و هتل های شبانه روزی حیوانات، کلینیک های جراحی پیشرفته، سالنهای زیبایی، خدمات بیمه ای و حتی تاکسی های مخصوص جا به جایی حیوانات، بیانگر شکل گیری اقتصادی نوپاست که خود نیاز به ساماندهی صنفی، نظارتهای بهداشتی و ضوابط مالیاتی دقیق دارد.
یک جامعه شناس و پژوهشگر مسائل اجتماعیدر این زمینه با تأکید بر اینکه نگهداری از حیوانات خانگی فی نفسه یک آسیب اجتماعی نیست، می گوید: «در کلانشهرهای امروز، فشارهای اقتصادی، روزمرگی کاری و کاهش تعاملات چهره به چهره، فردیت را تقویت کرده است. در چنین وضعیتی، حیوانات خانگی نقشی حمایتی در سلامت روان فرد ایفا می کنند و حس مفید بودن و مسئولیت پذیری را زنده نگه میدارند؛ بنابراین، نباید تمام این تمایل را به تقلید یا مدگرایی تقلیل داد.»
دکتر منیره محمدی ادامه می دهد: «اما نکته کلیدی اینجاست که هر رفتار خصوصی، به محض آنکه از چهاردیواری منزل خارج می شود و به معابر، پارکها و مشاعات ساختمانی راه مییابد، در حوزه حقوق عمومی قرار می گیرد. اینجاست که مسئله از یک تصمیم فردی به یک مسئولیت اجتماعی تمام عیار بدل می شود.»
خلاء قانونی در مدیریت شهری و تجربه کشورهای دیگر
یکی از مهمترین ریشه های درگیری های روزمره میان شهروندان، فقدان قوانین جامع، صریح و روزآمد در قوانین شهری است. در قوانین فعلی، از جمله قانون تملک آپارتمانها مصوب ۱۳۴۳، اشاره شفاف و قطعی به نگهداری سگ و گربه در واحدهای اختصاصی نشده و تنها به ممانعت از ایجاد مزاحمت در بخش های مشاع بسنده شده است؛ ابهامی که سبب می شود شکایات متعددی به محاکم قضایی و شوراهای حل اختلاف ارجاع یابد.
دکتر محمدی در این خصوص معتقد است: شهرداری ها و مراجع قانون گذاری باید از رویکردهای انفعالی فاصله بگیرند. در بسیاری از کشورهای جهان، نگهداری از حیوانات خانگی مشمول پرداخت عوارض شهری سالانه، الزام به کاشت میکروچیپ هویتی، جریمه های سنگین نقدی برای عدم جمع آوری پسماند و ثبت نام در سامانه ملی است. همچنین با احداث پارکهای محصور سگ، فضایی ایزوله فراهم آورده اند تا هم نیاز حرکتی حیوان تأمین شود و هم سایر شهروندان در فضاهای تفریحی عمومی احساس ناامنی نکنند.
او اضافه می کند: «نبود ضابطه، بستر سوء تفاهم و تنش را می گستراند؛ در حالی که قانون گذاری دقیق نه تنها حقوق غیردارندگان حیوان را صیانت می کند، بلکه امنیت خاطر و جایگاه قانونی صاحبان مسئول را نیز تثبیت می سازد.»
همزیستی مسالمت آمیز؛ راهکاری متوازن
این جامعه شناس با اشاره به اینکه راه حل این معضل نه ممنوعیت مطلق و حذفی و نه آزادی بی قید و شرط و لجام گسیخته است، تصریح می کند: «جامعه متکثر امروز نیازمند گفت و گو و درک متقابل است. اگر صاحب حیوانی متوجه شود که بستن قلاده و پاکسازی پسماند نشانه بلوغ شهروندی اوست، و در طرف مقابل نیز شهروندان بپذیرند که تفاوت سبک زندگی جرم نیست و نباید با پیش داوری با دیگران رفتار کنند، بخش اعظم این تقابل ها برطرف خواهد شد.»
او تأکید می کند: «رسانه ها، آموزش و پرورش و مدیریت شهری باید آموزش حقوق و تکالیف شهروندی را از دوران کودکی آغاز کنند تا فرهنگ زیست مشترک در جامعه نهادینه شود.»
فرجام سخن اینکه؛ پدیده نگهداری از حیوانات خانگی واقعیتی انکارناپذیر از سیمای کنونی کلانشهرهای کشور است. مدیریت موفق این پدیده در گرو تدوین چارچوب های قانونی روزآمد، احداث زیرساختهای شهری مناسب و توسعه فرهنگ مسئولیت پذیری دوجانبه است. شهری توسعه یافته و آرام، شهری نیست که همه در آن یکسان فکر و زندگی کنند؛ بلکه فضایی است که قانون و مدارای اجتماعی، همزیستی مسالمت آمیز میان تمامی شهروندان با سبکهای زندگی گوناگون را ممکن می سازد.
- نویسنده : قمر طالبی















































