از وزارت استقلال و پرسپولیس تا حواشی مالکیتی تراکتور
از وزارت استقلال و پرسپولیس تا حواشی مالکیتی تراکتور

در سال های اخیر وزارت ورزش و جوانان همواره با حمایت های مالی خود، نقش پررنگی در حیات دو باشگاه استقلال و پرسپولیس داشته است.

به گزارش عصرتبریز، مازیار ناظمی، سخنگوی وزارت ورزش و جوانان دولت حسن روحانی، چند روز پیش در توئیتی جنجالی، اقدام به ارائه یک پیشنهاد عجیب کرد؛ پیشنهادی که هیچ تناسبی با الزامات فعلی فوتبال روز دنیا ندارد.

ناظمی در این توئیت نوشته است: “انشالله دو تیم استقلال و پرسپولیس تا آخر سال واگذار (خصوصی) می شوند. حتما اگر روزی دولت سیزدهم (۱۴۰۰ به بعد) از من مشورت ورزشی بخواهد می گویم به رغم واگذاری، یک وزیر مختص استقلال و پرسپولیس به کابینه اضافه کند!”

حال هدف سخنگوی ورزش و جوانان از این اظهار نظر چه بوده بر ما پوشیده است. چیزی که در ظاهر می بینیم و می خوانیم، دو جمله کاملا متناقض است. جمله ای که با نوید خصوصی سازی دو باشگاه محبوب پایتخت آغاز و با یک پیشنهاد عجیب مبنی بر نظارت هر چه بیشتر دولت در اداره این دو باشگاه تمام می شود!

طی دو سال اخیر، دو باشگاه تراکتور و ماشین سازی تبریز با یک اتفاق جدید روبرو شده اند. محمدرضا زنوزی، مالک باشگاه گسترش فولاد تبریز، تابستان سال گذشته اقدام به خرید باشگاه تراکتور کرد. او سپس باشگاه گسترش فولاد را به ماشین سازی، تغییر نام داد. به این ترتیب مالکیت دو باشگاه لیگ برتری فوتبال تبریز بر عهده محمدرضا زنوزی نهاده شد. با آغاز لیگ هفدهم، شاهد اظهارنظرهای متعددی بودیم که راویان آنها معتقد بودند، دو باشگاه ماشین سازی و تراکتور نمی توانند با یک مالک مشترک، به صورت همزمان در لیگ برتر حضور پیدا کنند. پاسخ دو باشگاه یاد شده اما کوتاه و قاطع بود. آنها معتقد بودند که در لیگ برتری که استقلال و پرسپولیس به عنوان دو تیم پر طرفدارش، با حمایت مالی و معنوی دولت اداره می شوند، چنین انتقاداتی اصلا مطرح نیست.

بدون ورود به قوانین و بندها و تبصره های موجود، می توانیم تا حد زیادی حق را به اهالی فوتبال آذربایجان بدهیم. سال هاست که این رویه در فوتبال ایران بر قرار است و هیچ ککی هم از کسی گزیده نشده است. استقلال و پرسپولیس سال هاست که با میلیاردهای اهدایی دولت اداره می شوند و هیچ عزمی هم برای پایان دادن به این موضوع وجود ندارد. به این ترتیب حساسیتی که در مورد ماشین و تراکتور به وجود آمده را باید کاذب بدانیم چرا که فوتبال ایران نمونه های بدتری دارد که در صورت ورود به منظور اصلاح، باید اول سراغ آنها رفت.