فردریش براین باور بود که کودکان نیز نیازمند پیشرفت و یادگیری هستند، اما به زبان خود، و آن زبان، زبانِ بازی کردن است و بر این اساس اسباب بازی های آموزشی را گسترش داد که بعدها به هدیه های فریبل مشهور شد.

عصر: وقتی صدوهشتاد سال پیش “فردریش ویلهلم اوت” در آلمان آموزش برای کودکان را در قالب باغ کودکان پایه ریزی کرد براین باور بود که کودکان یک زبان منحصربه خودشان دارند و آن بازی کردن است؛ هر چیزی را بازی میبینند و با بازی کودکانه آسان با ما سخن می‎گویند این درحالی هست که بعد از فردریش بسیاری از عالمان روانشناسی نیز این مهم را تایید کرده اند.

فردریش براین باور بود که کودکان نیز نیازمند پیشرفت و یادگیری هستند؛ اما به زبان خود و آن زبان، زبانِ بازی کردن است و بر این اساس اسباب بازی های آموزشی را گسترش داد که بعدها به هدیه های فریبل مشهور شد. در ایران نیز جبار عسگرزاده معروف به جبار باغچه بان این نوع مرکز آموزشی را با نام باغ اطفال برای اولین بار تاسیس کرد و به همین خاطر خود را باغچه بان نامید.
ولی بعد از باغچه بان این مرکز از باغ اطفال به مهدکودک که از دو واژه‎ی مهد که در عربی به معنی گهواره و کودک تشکیل شده تغییر نام داد. یعنی گهواره کودک، که امروزه این اسم نیز مفهوم اصلی خود یعنی خوابگاه کودک را به خوبی نشان می دهد.
در این یادداشت سعی ما این است ماهیت اصلی مهدکودک را با شرایط و اوضاع موجود این مراکز درایران را بررسی کنیم.
امروزه این نوع مراکز که صرفا ماهیت نگهداری کودک به هنگام مشغول بودن والدین در سرکارشان را دارند؛ رسالت اصلی خود که آموزش و پرورش کودکان است را زیر سوال برده اند و اینکه ما از این مراکز به نام پارکینگ کودک نام می‎بریم از این نقطه نشأت می گیرد.
حال چند سوال اساسی در این مورد مطرح است از قبیل اینکه:
چند درصد از این مراکز تیم های متخصص آموزشی وروانشناسی را دارا هستند؟
محیط های آموزشی واقعا برای کودکان مناسب هست یا صرفا یک آپارتمان چند طبقه برای گرفتن مجوز از بهزیستی کافیست؟
حقوق پرسنل این مراکز برای تشویقشان به کار باکودکان که کاری بس خسته کننده هست کافیست؟
آیا مدرسین ومربیان این مراکز واقعا تخصص های لازم برای آموزش وتربیت کودکان را دارند؟
دستگاه های دولتی چقدر روی این مراکز که باری گران در تربیت پایه های یک کشور به دوش میکشند نظارت وحساسیت کافی را دارند؟
ازاین مراکز به عنوان پایه های استعداد یابی ویا مطالعات میدانی استفاده ی دقیق وصادقانه می شود؟
و سوالات اساسی دیگر که در این مقال شاید فرصت بررسی نباشد.
امر آموزش و استعداد یابی در کشور ما همیشه مورد نقد بوده و عالمان این حوزه را درگیر خلاهای موجود کرده است چرا که هرکشوری که طالب توسعه و پیشرفت است باید امر آموزش را جدی بگیرد و از پایه کار کند. این درحالی است که آموزش های متوسطه و عالی کشور ما از جهت کیفیت نقدهای جدی و اساسی و علمی برایش وارد است؛ چه برسد به آموزش پایه که در ایران با دید شوخی نگریسته می شود.

 

نگارنده: سعید لطفی مرادیان