گردشگری، امروزه سودآورترین صنعت جهان به روایت آمار و ارقام است. درآمدهای هنگفت این صنعت نوپا، کشورهای مختلف را مجاب به برنامه ریزی و توسعه گردشگری از هر نوع آن اعم از ورزشی، پزشکی و... کرده است.

عصرتبریز، جهانبخش احمدیان: آبمیوه را که سر کشید، طعم لذیذ آن وی را مجاب به تأیید خوشمزگی آن کرد. لایکی به فروشنده نشان داده و با عبارت خوبه، خیلی خوبه تشکر کرد. خبر نداشت که این علامت لایک به درست یا غلط، بار معنایی منفی نزد ایرانی ها دارد. سگرم های فروشنده در هم گره خورده و ناراحتی خود را با بیان جملاتی فارسی نشان داد. اگر چه دختر جوان ژاپنی چیزی از گفته های مرد آبمیوه فروش را نمی دانست، اما زبان بدن فروشنده که با حرکات دست دخترک گردشگر را از مغازه خود می راند، کار خودش را کرد. دختر بیچاره گوشه ای از پیاده رو نشسته و زار زار گریه می کرد.

این حکایت، تنها یک نمونه از تفاوت فرهنگی بین ملت ها و عدم آموزش صحیح گردشگرپذیری در ایران است که متأسفانه موارد مشابه آن زیاد است. انگار هنوز به این باور نرسیده ایم که این صنعت نوین و پولساز جهانی، ساز و کار منحصر به خود را دارد که مهمترین آن آموزش است. آموزش و تربیت تمامی اصناف و افرادی که به نوعی با گردشگر در ارتباط خواهند بود.

گردشگری در ایران باید به صورت سیستماتیک و برنامه ریزی شده پیش برود. به عبارتی از لحظه ورود گردشگر به داخل کشور تا لحظه خروج آن، برنامه ریزی داشته باشیم. تورهای گردشگری در این رابطه می توانند بهتر عمل کنند. راهنماهای گردشگری، اماکن و نقاطی را برای گردش و خرید انتخاب کنند که کم و بیش با فرهنگ های متفاوت دنیا آشنایی داشته باشند و یا حداقل هایی از فرهنگ رایج گردشگری را بدانند. اهمیت آموزش در گردشگری در اینجا نمود بیشتری پیدا می کند. این آموزش می تواند برای قشر خاصی از افراد که هر کدام به نوعی با گردشگران خارجی ارتباط دارند، صورت پذیرد. راهنمایان گردشگری، رانندگان تاکسی، اصناف و کسبه بازار و متصدیان و کارشناسان اماکن گردشگری، جامعه هدف برای طرح آموزش گردشگر پذیری هستند. در این میان نقش راهنمایان تورهای گردشگری بیش از سایر افراد، تعیین کننده است. ارائه توضیحاتی درباره فرهنگ، آداب و قوانین جاری کشور به گردشگران می تواند از پیشامدهای ناخواسته ای که موجب آزردگی خاطر گردشگر از یک سو و مردم بومی از سوی دیگر می شود، پیشگیری کند.

افزون بر آموزش قشر خاصی از مردم که در ارتباط مستقیم با گردشگر هستند، میراث فرهنگی می تواند با همکاری صدا و سیما کلیپ های کوتاه آموزشی را تولید و در شبکه های مختلف تلویزیونی به اشاعه فرهنگ صحیح گردشگرپذیری بپردازد. کلیپ هایی با مضمون راهنمایی صحیح گردشگران، آشنایی با رفتارهای رایج در دنیا ( به مانند همان لایک ) و مهمان نوازی از گردشگران که نیاز فعلی جامعه گردشگری ما است. البته این مضامین می توانند در قالبهای متفاوت داستان، انیمیشن، نقاشی و… نیز صورت گرفته و در میادین اصلی شهر به نمایش گذاشته شوند.

یک مسئله مهم دیگر در رابطه با گردشگرپذیری که بخش قابل توجه آن است، بحث کسب درآمد است که گاها با عناوینی چون مهمان نوازی به فراموشی سپرده می شود. ببینید گردشگر چه داخلی و چه خارجی، منبع درآمدی برای کشور بوده و نقش مهمی در اقتصاد آن دارد. گاها مشاهده می شود که افراد در قبال خدماتی که به گردشگران داخلی و خارجی ارائه می دهند، دستمزدی دریافت نمی کنند و نام آن را مهمان نوازی می گذارند. مهمان نوازی ارائه خدمات رایگان به گردشگر نیست و هر گردشگری بایستی بهای خدماتی را که دریافت می کند، پرداخت کند. خوشروئی، استقبال گرم، ارائه اطلاعات صحیح و گاها حتی یک لبخند ساده می تواند مصادیق مهمان نوازی از گردشگر باشد.

در برخی موارد مشاهده می شود که شهروندان بی مهری های صورت گرفته توسط دیگر همشهریان را با صرف هزینه های گزافی جبران می کنند که خاطره خوبی از شهر و کشورمان داشته باشند. برای مثال گردشگر چینی را می توان نام برد که دور دنیا را با دوچرخه اش می گردد و در محمود آباد ایران، وسیله نقلیه اش که همان دوچرخه اوست، به سرقت می رود. مسئولین امر در قبال این پیشامد دوچرخه ای نو و بهتر از آن وسیله مسروقه به او می دهند، ولی گردشگر چینی از پذیرش آن امتناع می کند که ارزش مالی این دوچرخه بالا است و او نمی تواند مابه التفاوت آن را بپردازد. تأمین امنیت گردشگر و حراست از اموال او، خود به نوعی مهمان نوازی است که گاها در این مورد موفق عمل نمی کنیم و توریست بیچاره را که با دوچرخه خود کل دنیا را گشته است، حیران و ویلان در خیابانها رها می کنیم.

یک کارشناس گردشگری در خصوص جایگاه گردشگری در ایران می گوید: گردشگری در ایران طی سال های اخیر به دلیل رکود اقتصادی وضع مناسبی نداشته است، اما می توان گفت از نظر ورود ‏گردشگران به داخل کشور موفقیت هایی بدست آمده است.

مسعود منتظری شاهتوری معتقد است: ورود بیشتر گردشگر به داخل کشور مستلزم چند مقوله است که از جمله آنها می توان به ‏هزینه سفر و احساس امنیت مسافر در داخل کشور اشاره کرد. می توان گفت با تحقق این موضوعات شانس حضور ‏گردشگر در کشورها بیشتر می شود.

هر گردشگری که وارد کشور می شود، همراه خود ارز وارد می کند که پرداخت ارزی خدماتی که دریافت می کند،به طور مستقیم نقشی در اقتصاد ملی خواهد داشت. نبایستی با مسائل احساسی چون مهمان نوازی و… فرصت کسب درآمد ارزی را از دست بدهیم. همین ترکیه در بیخ گوشمان، که بزرگترین کشور گردشگرپذیر منطقه است، برای کوچکترین خدمات حتی استفاده از سرویس بهداشتی نیز از گردشگر هزینه دریافت می کند.

گردشگری، امروزه سودآورترین صنعت جهان به روایت آمار و ارقام است. درآمدهای هنگفت این صنعت نوپا، کشورهای مختلف را مجاب به برنامه ریزی و توسعه گردشگری از هر نوع آن اعم از ورزشی، پزشکی و… کرده است. کشور ما نیز با دارا بودن جاذبه های تاریخی و طبیعی بکر، پتانسیل درآمدزایی بالایی دارد که متأسفانه با کم کاری مسئولان از قافله گردشگری روز دنیا عقب مانده است.

انتهای پیام/