به گزارش عصرتبریز، نگاهی به سخنان برجای مانده از شیخ محمد خیابانی گویای آن است که وی به عنوان رهبری انقلاب تبریز، نظرات خود را اکثراً بی پرده به زبان آورده و اهداف انقلاب را در بیشتر سخنرانی های خود به وضوح بیان نموده و انقلابیون و ایرانیان را از واقعیات انقلاب، چرایی انقلاب، موانع پیش روی آن و منافقان حاضر در جبهه انقلابیون آگاه ساخته است. خود شیخ محمد خیابانی در یکی سخنانش به ابن مورد اشاره کرده و چنین می گوید: «ما آزادی خواهان که به نام ملت و برای دفاع از حقوق ملت صدای خودمان را بلند کرده ایم نمی خواهیم هیچ گونه اطلاعی از زبان دیپلماتیک داشته باشیم و برای پنهان کردن آمال و مقاصدی که داریم دروغ های معمولی سیاسیون را به کار بریم. ما حرف راست و حقیقت را می گوییم و در پیش این راستی و بی خوف و ملاحظه ما است که دشمنان ما بیشتر دچار ترس و واهمه خواهند شد و همچنین ما فریب نخواهیم خورد».
شناسایی و افشای افرادی که با زدن نقاب ملت دوستی و تجدد پرستی درصدد فریب انقلابیون و مردم بر می آمده اند یکی از مواردی است که وی سعی در آگاه سازی عموم مردم درباره آنان دارد. وی یکی از نطق های عمومی خود را به روشن ساختن چهره واقعی چنین افرادی اختصاص داده و ضمن شارلاتان، اراذل، محافظه کار و بی شرف نامیدن این افراد، عقیده بر این دارد که چنین افرادی نه درد مردم انقلاب کرده را می دانند و نه اعتقاد قلبی و عملی به آزادی و شعارهای عامه پسندشان دارند. به عقیده خیابانی هدف این افراد از تغییر دیدگاهشان حکومت دوباره بر مردمی است که بر علیه همین افراد مرتجع و محافظه کار قیام کرده اند.
خیابانی در سخنانی به تفصیل درباره این افراد و هدف آنان نظرات خود را بیان کرده و چنین می گوید: «ما پنج شش نفر مخالف را که می خواستند هرج و مرج نمایند توقیف کردیم. یک شخص فاسد و بی فکر که از اول زندگانی خودش بی مسلک، بی عقیده و بی اخلاق بوده است و برای این بی اخلاقی و بی مسلکی خودش به غیر از تمول و ثروت و فراوانی نعمت بهانه و دست آویزی نداشته است، ممکن نیست یک دفعه برخیزد و با اظهارات بالا و بلند افکار عمومی را فریب دهد. یک دسته از اراذل ناس و شارلاتان که تا به امروز خون ملت را مباح دانسته و با مکیدن آن خون عضلات خودشان را تغذیه و تقویت نموده اند. این گرگ ها که تا امروز خون ملت را حلال دانسته و با مکیدن آن دموکراسی را گرفتار چنگال خونین خود نموده بودند گمان می برند که با این گونه اظهارات خواهند توانست سابقه خود را روشن ساخته از مجازاتی که برای آنان منظور است رهایی یابند ولی فریب آنان را کسی نخواهد خورد. جماعت هواخواهان و خادمین خود را می شناسند.
جماعت ایرانی از خیانت این شارلاتان ها و این ملت پرستان دروغی به تنگ آمده و در سایه پرستاری این خادمین است که قوه حیات از پیکر ملت مفقود شده است و رمقی از آن حیات باقی مانده امروز دیگر ممکن نیست خود را در چنگال این منفعت پرستان بی وجدان قرار دهد. این گونه بی شرف های بی وجدان را اجازه نخواهیم داد که در ظرف یک روز از پوست ارتجاع و محافظه کاری درآمده جامه های عوام فریب دربر کنند دوباره بر ملت حکمرانی و سلطنت نمایند. آن ها نمی فهمند اصلا درد ملت چیست و چه مرضی در پیکر این توده بدبخت ریشه دوانده و استقرار یافته است. این اشخاص نه آن حذاقت و تشخیص مرض را دارند و نه فداکاری و صمیمیت که بتواند امراض موجود را معالجه و مداوا نماید.
در سیاست همیشه باید «ماقال» را کنار گذاشته «من قال» را در نظر گرفت شخص گوینده را تدقیق نمود و هرگز نباید از شارلاتان ها فریب خورد. امروز هر کسی می تواند ادعا نماید که آزادی خواه، دموکرات و متجدد است ولی فعل و عمل است که باید این مدعیات را در عرصه حقیقت و واقعیت جلوه گر سازد. ما چشم و گوش خود را باز نموده و تصمیم بر این گرفته ایم که دیگر فریب نخوریم و هیچ دسته شارلاتان و محافظه کار هم نخواهد توانست با تهدید و تطمیع ما را از تعقیب مرام عالی خودمان باز دارد.»
نگارنده: رسول پورزمانی