عصرتبریز، جهانبخش احمدیان: کودتای ۲۸ مرداد آمریکا و دست نشانده های مزدور آن بر علیه دولت ملی مصدق، همچون پتکی بر سر استقلال سیاسی و اجتماعی جامعه ایرانی فرود آمد. جامعه ای که در سوگ دولت و استقلال سیاسی خود نشسته بود، منتظر فرصتی برای ابراز خشم و انزجار ملی از آمریکا و ایّادی او بودند.
خبر حضور ریچادر نیکسون آمریکایی در ایران و دانشگاه تهران، همان فرصتی بود که فرزندان این مردم در دانشگاه منتظر آن بودند. اعتراضات خودجوش دانشجویی به حضور مهمان ناخوانده با بدترین شکل ممکن سرکوب شد. احمد قندچی، آذر( مهدی ) شریعت رضوی و مصطفی بزرگ نیا، در اعتراض به حضور این مهمان ناخوانده، جان خود را از دست دادند تا ۱۶ آذر برای همیشه بر تارک جنبش مستقل دانشجویی ایران بدرخشد. این حرکت شاید تنها حرکت خودجوش و مستقل دانشجویی بود که جنبش دانشجویی ایران تجربه می کرد.
تأملی در تاریخچه تحرکات دانشجویی و آنچه که به زعم برخی، جنبش دانشجویی می نامند، نشان می دهد که هیچ کدام از این تحرکات رنگ و بوی یک جنبش اصیل دانشجویی را ندارد. تمامی تشکل ها، کانون ها و مجموعه هایی که تحت عنوان دانشجویی فعالیت می کرده، و یا در حال حاضر فعال هستند، به نوعی نماینده تفکرات سیاسی احزاب و جریانهای فکری در دانشگاه ها هستند.
موج اول این فعالیتها نشأت گرفته از تفکرات مارکسیستی و سوسیالیستی در دوران پهلوی اول بود. نمایندگان حزب توده در این دوران، دانشگاه را پایگاهی برای پیشبرد اهداف و منافع حزبی خود قرار داده بودند. پس از انحلال حزب توده، عمده فعالیت این گروه های دانشجویی بیشتر مسائل صنفی همچون غذای دانشگاه، خوابگاه، تدریس فلان استاد و… را شامل می شد.
یا دسته دیگری که نماینده منافقین در دانشگاه ها بودند در صدد عرض اندام در غیاب توده ها در دانشگاه شدند و توانستند پایگاهی به دست آورند. اصالت پوشالی این دسته از آنجا بیرون زد که دست به مبارزه مسلحانه زدند و دانشگاه را به محلی برای جذب نیروی شبه نظامی خود تبدیل کردند.
تفکر اسلامگرایی در دانشگاه ها قبل و بعد از انقلاب با محوریت شریعتی و سخنرانی های آتشین وی شکل گرفت. این تحرکات که با عناوین مختلفی چون انجمن اسلامی، جامعه اسلامی و… شکل گرفته بودند نیز نتوانستند استقلال مدنظر در جنبش دانشجویی را حفظ کنند.
دوم خرداد ۷۶ اگر چه ادبیات جدیدی همچون مردم سالاری دینی، جامعه مدنی، حقوق بشر و… را وارد دانشگاه کرد، اما همچنان حلقه مفقود حرکت اصیل دانشجویی یعنی استقلال عمل و تفکر از جریانهای سیاسی حاضر در صحنه سیاست کشور را نداشت.
امروزه نیز با جریان شناسی تشکل ها و افرادی که تحت عنوان جنبش دانشجویی، هیجانات جوانی خود را در دانشگاه تجربه می کنند و یا در صدد بهره گیری از این هیجانات دانشجویان به نفع احزاب و جریان فکری متبوع خود هستند، پی به وابستگی فکری و عملی آنها به احزاب و افراد خواهیم برد.
تشکل های سیاسی دانشگاه های کشور امروزه به نوعی شعبه یا نمایندگی احزاب و جریانهای اصلاح طلبی و اصولگرایی در کشور هستند. تمامی برنامه ها، نشست ها، سخنرانی ها و حتی مناظره های آنها با هدف تکوین یک جریان سیاسی و فکری خاص در دانشگاه و ایجاد پایگاه دانشجویی برای آن جریان همانند قبل از انقلاب است. امری که در مواقع لزوم می تواند به اردوکشی دانشجویی نیز بیانجامد. سرمایه گذاری احزاب و جریان ها بر روی پیشقراولان حرکت های سیاسی و اجتماعی، یعنی دانشجوها، امری است که هر حزبی را ترغیب به آن می کند.
یکی دیگر از عوامل به حاشیه رفتن جنبش اصیل دانشجویی و ایجاد شعبه ها و نمایندگی های احزاب و جریانهای سیاسی، فردای فارغ التحصیلی دانشجویانی است که امروز یک حزب یا جریان را در دانشگاه نمایندگی می کنند. اشتغال، موقعیت اجتماعی و احراز مسئولیت اجرایی در حزب و یا اداراتی که دست جریانهای سیاسی است، عامل غیر قابل انکار دیگری است که متأسفانه جنبش دانشجویی کشور را گرفتار و به حاشیه برده است. برای همین است که برخی از چهره های شاخص دانشجویی پس از فارغ التحصیلی تحت عنوان جوانگرایی جذب مشاغل حساس اجرائی می شوند.
اما جنبش دانشجویی در اصل دارای چه ماهیتی است که امروزه مغفول مانده و یا به نوعی در حق آن اجحاف شده است؟
جنبش دانشجویی و فعالان آن حاضر به ورود در قدرت نیستند و به اصطلاح غیرسیاسی هستند. در عین حالی که خود را موظف به موضع گیری و مطالبه گری طبق رهنمودهای بزرگان نظام، می دانند، طرفدار هیچ حزب، گروه، دسته و جریان سیاسی نیز نیستند. امری که امروزه در دانشگاه های کشور مغفول مانده است. اساس فعالیت سیاسی در دانشگاه ها، وابستگی به یکی از دو جریان اصلی کشور است.
جنبش اصیل دانشجویی در صدد ایجاد تحولات سیاسی و اجتماعی و یا فشار و تهدید جهت کسب قدرت و منافع گروه خاصی نیست و تنها برای پیدایش تغییرات و حرکت جامعه در راستای منافع عمومی آن فعالیت دارد. به عبارتی ماهیت و وظیفه ای که جنبش دانشجویی دارد، مطالبه گری، نقد و ارائه راهکار برای سیاستهای نادرست و یا سنتی جامعه است. به همین دلیل است که «هایدن» این جنبش را جنبش مقاومت نامیده است. جنبشی برخاسته از طبقه متوسط شهری، بدون وابستگی فکری و حزبی و با همان صداقت و درست کاری عوام جامعه که هدف اصلی آن مقابله با نهادها، افکار و بنیان های سنتی جامعه است.
جنبش دانشجویی کشور در تمام دانشگاه ها اصل و هدف خود را کنار نهاده و به جای آن کشمکش های سیاسی احزاب را در دانشگاه دنبال می کند. امری که از اعتبار دانشجو، دانشگاه و حرکتی اصیل به نام جنبش دانشجویی مستقل می کاهد.
انتهای پیام/