عصرتبریز – جهانبخش احمدیان: ورود تکنولوژیهای جدید به کشور فاقد هرگونه پیشزمینه و آموزش و آگاهی بوده و همواره با فرمول آزمون و خطا پیش رفتهایم. کار به جایی میرسد که چاره کار را تنها اعمال محدودیت و به اصطلاح فیلترینگ می بینیم.
سال ۱۳۷۲، اینترنت درایران همگانی شده و بنا بر روایات موجود وزارت ارتباطات کشور از همان ابتدا مخالف گسترش و توسعه اینترنت در ایران بوده است،یه عبارتی دیگر فیلترینگ امروزی نسخه تکاملیافته مخالفت وزارت ارتباطات با توسعه اینترنت همگانی است که از بدو ورود اینترنت به ایران این علم مخالفت را برافراشتهاند.
اوایل دهه هشتاد اینترنت دایال آپ، شکل گستردهای به خود گرفت و بیشتر خطوط تلفن کشور را مشغول کرد. جذابیت این پدیده نوظهور ارتباطی به حدی بود که به سرعت دربین جوانان و نوجوانان آن زمان گسترش یافته و تبدیل به نوعی پز اجتماعی شد؛ ولی هنوز خبری از ضوابط و مقررات و حتی آموزش در مدارس و رسانه ملی نبود.
القصه، امروز شاهد رقابتی بین دولت در فیلترینگ و کاربران در تولید و استفاده از فیلترشکن و ابزارهای عبور از محدودیتهای اینترنی هستیم. فیلترینگ فضای مجازی شاید برای دولت یک مزیت داشته باشد، ولی صدها معضل برای مردم، اصحاب رسانه، کاسبین فضای مجازی، دانشگاهها، بحثهای آموزشی و تربیتی کودکان و نوجوانان و…. دارد.
امروز به مدد چشم و هم چشمی خانوادههای ایرانی، هر کودکی که از شیر مادر جدا شده، یک تبلت و گوشی دست گرفته و با اینترنت فعال و فیلترشکن قوی دنبالکننده صفحات سرگرمی در فضای مجازی و یا بازیهای اینترنتی همچون کلش است. یعنی بدون اینکه کودک نحوه استفاده صحیح ازاین ابزار ارتباطی را بداند، صرفا جهت سرگرمی یک گوشی و یا تبلت چندمیلیونی در دست گرفته است. قطعا آثار زیانبار جسمی، روحی و روانی این کار در زندگی آتی این کودک نمود بیشتری خواهد داشت.
فضای مجازی در کشور ما اگرچه در ابتدای ورود این تکنولوژی جهانی، فضایی ولنگار و بدون ضابطه و گاها بدون متولی بود، ولی رفته رفته این ولنگاری با آشنایی کاربران آن، تبدیل به عرصه کلان کسب و کار اینترنتی با میلیونها کاربر شاغل شد.
امروز که پای دولت روی دکمه فیلترینگ رفته و به این زودیها و شاید هیچوقت قصد برداشتن آن را ندارد، بیشتر ضرر مالی به کسب و کارهای اینترنتی وارد شده است و از سوی دیگر بر آمار بیکاران نیز افزوده است. حساب کنید کسانی تا دیروز در فضای مجازی اقدام به فروش صنایع دستی و غذایی میکردند، امروز نیازمند بستری برای معرفی و فروش محصولات خود هستند و چه بسا که بساط حضور آنها به اندازه فضای مجازی خریدار نداشته باشد.
اصحاب رسانه که به تعبیر برخی افسران جنگ نرم و جنگهای ترکییب هستند، امروز دسترسی به اینترت آزاد ندارند و در به در به دنبال ابزار عبور از فیلتراز قافله ارتباطات عقب ماندهاند. جولان دشمن در فضای رسانهای در حالی در جریان است که اصحاب رسانه ایران از دشمن داخلی و تنگنظران عرصه ارتباطات ضربه میخورد. اگر خبرنگار را افسر جنگ ترکیبی معرفی و تشویق به مقابله به مثل و دفاع از کیان نظام میکنید، باید ابزارهای این جنگ را نیز در اختیار خبرنگاران قرار دهید. امروز دیگر زمان هشت سال دفاع مقدس نیست، که بدون جنگافزار به مصاف دشمن برویم، نیازمند ابزارهای مناسب و بستر لازم برای رویارویی در این جنگ ترکیبی هستیم.
دولت مسئول مستقیم تبعات فیلترینگ فضای مجازی، کسادی کسب و کار انیترنتی و انزوای خبرنگاران در جنگ ترکیبی است. اینکه در این برهه حساس هیچ مسئولیتی را قبول نمیکند و توپ را به میدان کلیت نظام میاندازد، قابل قبول نیست.ضرر چند صدمیلیاردی به اذعان برخی ازمسئولان به کسب و کار اینترنتی وارد آمده و هنوز کک کسی در دولت آقای رئیسی نمیگزد.
تداوم رویه فعلی قطعا بر بیاعتمادی مردم نسبت به دولت افزوده و تبعات آن گریبانگیر دولت خواهد شد.