عصرتبریز – مرتضی شفیعی: از همان روز نخستی که حجتالاسلام والمسلمین سیدمحمدعلی آلهاشم از سوی رهبر معظم انقلاب اسلامی به عنوان نماینده ولی فقیه در آذربایجانشرقی منصوب شد، حرف و حدیثها پیرامون امام جمعه جدید تبریز آغاز شد.
کاری به حرفهای مثبت و منفی عدهای ندارم، اما آنچه که امروز در تبریز مردم شاهد آن هستند؛ حضور عالمی عامل به معنای واقعی کلمه است، فردی که بیواسطه، بیپرده، بیپیرایه و بدون تشریفات معمول حرفش را میزند و اتفاقا خریدار هم دارد.
روزی با حضور سرزده میان طلاب و دانشجویان و همسفره شدن با آنها، روزی دیگر با تماس تلفنی با اصحاب فرهنگ، هنر و رسانه و روزی دیگر با عیادت از بیمارانی چون دهقان فداکار، همه را شگفتزده میکند، آخر ما تبریزیها پیش از این چنین آداب و اصولی را کمتر دیدهایم!
شنیدهام امام جمعه از صبح خروسخوان در دفترش حضور مییابد و تا آخر شب برای خود برنامه دارد، با این حال از مطالعه هم غافل نیست، حضرت آقا به حال خود رحم نمیکنی لااقل به اطرافیانت بنگر، که از نفس افتادهاند …!
امروز که امام جمعه شهرم با تلفن همراهش با بنده تماس گرفت و جویای حالم شد؛ دیگر یقین پیدا کردم که او همان پدر معنوی ماست، اینکه به واسطه عدم حضورم در برخی محافل خبری جویای حالم است؛ تعجبآور بود، آخر پیش از این سالها قبل، به دلایلی ماهها از وادی خبر دور بودم، اما دریغ از یک احوالپرسی از سوی حضرات معظم …!
امام جمعه تبریز همچون علمای سلف و بزرگان فقه و فقاهت تاریخ آذربایجان، نشان داده؛ بیش از آنکه حرف بزند، عمل می کند، چنان که ابتدا خود عامل به گفتههایش است، سپس دیگران را به سوی ارزشهای الهی دعوت میکند. هیچگاه فراموش نمیکنم که خود مانع به کار بردن عنوان «آیتالله» شد و گفت؛ بنده طلبهای سادهای هستم که اگر لایق باشم؛ همان حجتالاسلام هستم.
حال این روزهای شهر تبریز به واسطه حضور امام جمعه مردمی، متواضع و محبوبش خوب است، اما حضرت استاد ما به این آداب و اصولی که شما بدان پایبند هستید، عادت نداریم، ما را بیش از این شرمنده خود مکن.
رفیقی تعریف میکرد؛ در محفلی صمیمی گفتهای «این شهر دو امام جمعه شهید داده که هر دو سید بودهاند، این بار نوبت من است» آخر ما تازه به بودنت عادت کردهایم و مست وجود خالصانهات هستیم.