معلم سیاستمدار و سیاستمدار معلم
معلم سیاستمدار و سیاستمدار معلم
معلم ها سیاستمداران موفقی نمی شوند ولی سیاستمداران معلمین قابلی برای کسب آگاهی هستند.

عصرتبریز – جهانبخش احمدیان: داشتم فکر می کردم که چرا برخی از معلمین و اساتید درس و دانشگاه، سنگر آموزش و تربیت را رها کرده و وارد حوزه ای مرموز به اسم سیاست می شوند که کارایی و خروجی خوشایندی برای خود و جامعه ندارند. چه دلیلی سبب می شود چهره ای علمی و دانشگاهی به یک باره سر از مجلس و استانداری در می آورد؟!

نمایندگی  شوراهای شهر، مجلس ملی، استانداری، فرمانداری و حتی بخش داری، سمت هایی اغواکننده  در عالم سیاست هستند که گاهی معلمین جامعه را نیز هوایی کرده و سودای حضور در عالم سیاست را به سرشان می اندازد.

اساس کار معلمی و استادی، تنها آموزش مفاهیم در حوزه های مختلف است و اصولا فعالیتی اجرایی ندارند. اغلب آنها با خواهش و تمنا، و زبان نرم معلمی کارها را پیش می برند که این اصل در عالم سیاست محلی از اعراب ندارد.  در نقطه مقابل، سیاستمداری وجود دارد که اساسا کارش جبر و تحکّم است. با خواهش و تمنا کاری ندارد، و هر انچه را که می خواهد انجام می دهد.

حساب کنید، شخص اول مملکت یا یک استان معلم و استاد دانشگاه باشد و به جای تحکّم، از زیردستان خود خواهش کند. چه بلایی سر آن جامعه خواهد آمد؟! جواب ساده است : هرج و مرج!

اول از همه کارهای اجرایی استان یا کشور با خواهش تمنا پیش نخواهد رفت و خروجی اجرائیات استان منفی خواهد شد. در ثانی ابهت و اعتبار حکم دولتی و سیاستمدار حاکم بر جامعه، تضعیف خواهد شد؛ و نهایتا جامعه از مسیر اصلی توسعه باز خواهد ماند.

نمونه عینی این ماجرا، همین استاندار فعلی ما، آقای دکتر پورمحمدی است که شخصیتی علمی و آکادمیک دارد.  بیش از هر عنوان دیگر در کارنامه وی، معلمی و استادی دانشگاه متمایز و برجسته شده است.  اما در کسوت استاندار آذربایجان شرقی، تا به امروز حکمی دولتی صادر نکرده و بیشتر خواستار رفع و رتق امور شده است. تنها حکم دولتی ایشان درباره تغییر ساعت فعالیت ادارات دولتی، از سوی مرکز نشینان باطل شد. 

استاندار ما خواستار همه چیز است، ولی به عنوان نفر اول استان، حکمی دولتی نمی دهد. خواستار توجه به اصل ۱۵ و تدریس دو ساعته آموزش زبان ترکی در مدارس است، خواستار توقف برداشت خاک از قوم تپه است، او فقط می خواهد، ولی زیردستان او چون حکمی برای اجرا دریافت نمی کنند، کار اجرایی را پشت گوش می اندازند.

این خصیصه برگرفته از روحیه معلمی و استادی وی است و نبایستی آن را به حساب ضعف یا کار سیاسی گذاشت. ما استانداری داشتیم که دم به ساعت حکم می داد. چون سیاستمدار بود، و بهتر از هر معلمی بر اهمیت تحکّم در استانداری واقف بود.

خلاصه، هر معلمی نمی تواند سیاستمدار موفقی باشد، ولی سیاستمداران معلمین خوبی برای آحاد جامعه هستند، و هر حکم و یا فعالیت آنها، به مثابه درسی برای افراد است  که در انتخاب خود دقیق باشند.